racegoer

[ایالات متحده]/'reɪsgəʊə/
[بریتانیا]/'resɡoɚ/

ترجمه

n. شرکت‌کنندهٔ منظم در مسابقات اسب‌دوانی؛ بازدیدکنندهٔ مکرر از پیست‌های مسابقه
Word Forms
جمعracegoers

جملات نمونه

racegoers had formed card schools, and cash was passing briskly.

تماشاگران شرط‌بندی، بازی‌های ورق تشکیل داده بودند و پول به سرعت رد و بدل می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید