raceway

[ایالات متحده]/ˈreɪsweɪ/
[بریتانیا]/ˈreɪsweɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک کانال برای آب یا مسیری برای وسایل نقلیه مسابقه‌ای؛ یک شیار یا لوله برای سیم‌کشی الکتریکی

عبارات و ترکیب‌ها

raceway design

طراحی مسیر

raceway system

سیستم مسیر

raceway layout

چیدمان مسیر

raceway construction

ساخت و ساز مسیر

raceway maintenance

نگهداری مسیر

raceway operation

نظارت بر مسیر

raceway project

پروژه مسیر

raceway safety

ایمنی مسیر

raceway capacity

ظرفیت مسیر

raceway technology

فناوری مسیر

جملات نمونه

the raceway was designed for high-speed vehicles.

مسیر مسابقه برای وسایل نقلیه با سرعت بالا طراحی شده بود.

they built a new raceway to host the championship.

آنها یک مسیر مسابقه جدید ساختند تا مسابقات قهرمانی را میزبانی کند.

many fans gathered at the raceway to watch the event.

بسیاری از طرفداران در مسیر مسابقه جمع شدند تا مسابقه را تماشا کنند.

the raceway features multiple turns and straightaways.

مسیر مسابقه دارای چندین پیچ و خط مستقیم است.

safety measures are crucial on the raceway.

اقدامات ایمنی در مسیر مسابقه بسیار مهم هستند.

they installed new lighting around the raceway.

آنها چراغ های جدیدی در اطراف مسیر مسابقه نصب کردند.

the raceway is open for practice sessions every weekend.

مسیر مسابقه در هر آخر هفته برای جلسات تمرینی باز است.

competitors must familiarize themselves with the raceway layout.

رقبا باید خود را با طرح مسیر مسابقه آشنا کنند.

they organized a charity event at the local raceway.

آنها یک رویداد خیریه در مسیر مسابقه محلی برگزار کردند.

the raceway was built to accommodate large crowds.

مسیر مسابقه برای پذیرایی از جمعیت زیاد ساخته شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید