racier content
محتوای تند
racier jokes
جکهای تند
racier scenes
صحنههای تند
racier stories
داستانهای تند
racier outfits
لباسهای تند
racier themes
مضامین تند
racier humor
طنز تند
racier advertisements
تبلیغات تند
racier performances
اجراهای تند
racier films
فیلمهای تند
the movie was racier than i expected.
فیلم خیلی بیشتر از آنچه انتظار داشتم، تندتر بود.
she prefers racier novels over traditional ones.
او رمانهای تندتر را به رمانهای سنتیتر ترجیح میدهد.
the magazine features racier content than its competitors.
مجله محتوای تندتری نسبت به رقبا ارائه میدهد.
his jokes are often racier than appropriate for the audience.
طنز او اغلب از آنچه برای مخاطب مناسب است، تندتر است.
they decided to make the show racier to attract more viewers.
آنها تصمیم گرفتند نمایش را تندتر کنند تا بینندگان بیشتری را جذب کنند.
the racier scenes were cut from the final version.
صحنههای تندتر از نسخه نهایی حذف شدند.
she wore a racier outfit to the party.
او لباس تندتری به مهمانی پوشید.
his writing style has become racier over the years.
سبک نویسندگی او در طول سالها تندتر شده است.
the advertisement was criticized for being too racier.
تبلیغات به خاطر خیلی تند بودن مورد انتقاد قرار گرفت.
they aimed for a racier tone in the new campaign.
آنها برای کمپین جدید به دنبال لحنی تندتر بودند.
racier content
محتوای تند
racier jokes
جکهای تند
racier scenes
صحنههای تند
racier stories
داستانهای تند
racier outfits
لباسهای تند
racier themes
مضامین تند
racier humor
طنز تند
racier advertisements
تبلیغات تند
racier performances
اجراهای تند
racier films
فیلمهای تند
the movie was racier than i expected.
فیلم خیلی بیشتر از آنچه انتظار داشتم، تندتر بود.
she prefers racier novels over traditional ones.
او رمانهای تندتر را به رمانهای سنتیتر ترجیح میدهد.
the magazine features racier content than its competitors.
مجله محتوای تندتری نسبت به رقبا ارائه میدهد.
his jokes are often racier than appropriate for the audience.
طنز او اغلب از آنچه برای مخاطب مناسب است، تندتر است.
they decided to make the show racier to attract more viewers.
آنها تصمیم گرفتند نمایش را تندتر کنند تا بینندگان بیشتری را جذب کنند.
the racier scenes were cut from the final version.
صحنههای تندتر از نسخه نهایی حذف شدند.
she wore a racier outfit to the party.
او لباس تندتری به مهمانی پوشید.
his writing style has become racier over the years.
سبک نویسندگی او در طول سالها تندتر شده است.
the advertisement was criticized for being too racier.
تبلیغات به خاطر خیلی تند بودن مورد انتقاد قرار گرفت.
they aimed for a racier tone in the new campaign.
آنها برای کمپین جدید به دنبال لحنی تندتر بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید