racier

[ایالات متحده]/ˈreɪ.si.ər/
[بریتانیا]/ˈreɪ.si.ɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. زنده‌تر یا جالب‌تر; طعم‌دارتر; بی‌شرمانه‌تر یا جسورتر

عبارات و ترکیب‌ها

racier content

محتوای تند

racier jokes

جک‌های تند

racier scenes

صحنه‌های تند

racier stories

داستان‌های تند

racier outfits

لباس‌های تند

racier themes

مضامین تند

racier humor

طنز تند

racier advertisements

تبلیغات تند

racier performances

اجراهای تند

racier films

فیلم‌های تند

جملات نمونه

the movie was racier than i expected.

فیلم خیلی بیشتر از آن‌چه انتظار داشتم، تندتر بود.

she prefers racier novels over traditional ones.

او رمان‌های تندتر را به رمان‌های سنتی‌تر ترجیح می‌دهد.

the magazine features racier content than its competitors.

مجله محتوای تندتری نسبت به رقبا ارائه می‌دهد.

his jokes are often racier than appropriate for the audience.

طنز او اغلب از آنچه برای مخاطب مناسب است، تندتر است.

they decided to make the show racier to attract more viewers.

آنها تصمیم گرفتند نمایش را تندتر کنند تا بینندگان بیشتری را جذب کنند.

the racier scenes were cut from the final version.

صحنه‌های تندتر از نسخه نهایی حذف شدند.

she wore a racier outfit to the party.

او لباس تندتری به مهمانی پوشید.

his writing style has become racier over the years.

سبک نویسندگی او در طول سال‌ها تندتر شده است.

the advertisement was criticized for being too racier.

تبلیغات به خاطر خیلی تند بودن مورد انتقاد قرار گرفت.

they aimed for a racier tone in the new campaign.

آنها برای کمپین جدید به دنبال لحنی تندتر بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید