faster

[ایالات متحده]/'fa:stə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. سریع‌تر
adv. سریع‌تر

جملات نمونه

I could run faster then.

من می‌توانم سریع‌تر بدوم.

The faster runner set the pace.

دویدننده سریع‌تر سرعت را تعیین کرد.

her heart beat faster with panic.

قلبش با وحشت سریع‌تر می‌زد.

faster, more accurate order fulfilment and billing.

سریعتر، انجام و صدور سفارش دقیق تر.

Drive faster — the police car is gaining on us.

سریعتر رانندگی کنید - ماشین پلیس دارد به ما نزدیک می شود.

I've known him to run faster than that.

می‌دانم که او سریعتر از آن می‌دود.

She dusted off faster than a wind.

او سریعتر از یک باد گرد و غبار را پاک کرد.

Downward movement is much faster than upward one.

حرکت به سمت پایین بسیار سریعتر از حرکت به سمت بالا است.

This liquid gels faster in cold weather.

این مایع در هوای سرد سریعتر ژل می شود.

He carved marble faster than any mason.

او سریعتر از هر بنایی، سنگ مرمر را حکاکی کرد.

he can scoff a cannelloni faster than you can drink a pint.

او می‌تواند سریعتر از شما یک کانیلونی بخورد.

Mary bragged that she could run faster than Jack.

مری ادعا کرد که می‌تواند سریعتر از جک بدود.

all those changes shall serve to approach him the faster to the blest mansion.

تمام آن تغییرات به او کمک خواهد کرد تا سریعتر به خانه‌ی با برکت برسد.

it bench-tests two times faster than the previous version.

این دو برابر سریعتر از نسخه قبلی آزمایش شده روی نیمکت.

he tried to walk faster, but each time the man closed up on him again.

او سعی کرد سریعتر راه برود، اما هر بار آن مرد دوباره به او نزدیک شد.

Mansell lapped two tenths of a second faster than anyone else.

منزل دو صدم ثانیه سریعتر از هر کسی دور زد.

The four-minute mile barrier has been left in the dust by a generation of faster runners.

رکورد چهار دقیقه ای مایل توسط نسل جدیدی از دوندگان سریعتر از بین رفته است.

He might look past it, but I bet he can run faster than you.

شاید از کنار آن عبور کند، اما شرط می‌بندم که او می‌تواند سریعتر از شما بدود.

Gas is both cheaper and much faster at heating a tankful of water。

گاز هم ارزان تر است و هم برای گرم کردن یک مخزن آب بسیار سریعتر است.

نمونه‌های واقعی

Yes. Business picked up much faster than we anticipated.

بله. کسب و کار بسیار سریعتر از آنچه پیش بینی می کردیم، پیشرفت کرد.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

Cosmic apotheosis wears off faster than salvia.

وقتی که به اوج کیهانی می رسیم، سریعتر از سالویا از بین می رود.

منبع: Rick and Morty Season 3 (Bilingual)

You know, supercapacitors would charge way faster.

می دانید، خازن های فوق العاده خیلی سریعتر شارژ می شوند.

منبع: Big Hero 6

Anyway, tablets help students learn up to 80% faster.

با این حال، تبلت ها به دانش آموزان کمک می کنند تا تا 80 درصد سریعتر یاد بگیرند.

منبع: Past English CET-4 Listening Test Questions (with translations)

We must move forward faster to the future.

ما باید سریعتر به سمت آینده حرکت کنیم.

منبع: 2021 Celebrity High School Graduation Speech

UI testing queries run three times faster than they did before.

پرس و جوهای تست رابط کاربری سه برابر سریعتر از قبل اجرا می شوند.

منبع: Apple latest news

They struggled to move the cart faster.

آنها برای حرکت دادن چرخ دستی سریعتر تلاش کردند.

منبع: Journey to the West

Now it is warming three times faster.

حالا سه برابر سریعتر گرم می شود.

منبع: VOA Special November 2022 Collection

Could you have rolled over any faster?

آیا می توانستید سریعتر بچرخید؟

منبع: Modern Family - Season 08

People in publishing move a tad faster.

مردم در صنعت نشر کمی سریعتر حرکت می کنند.

منبع: Sex and the City Selected Highlights

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید