racinesses

[ایالات متحده]/ˈreɪsɪnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈreɪsɪnəsɪz/

ترجمه

n. تندی یا طعم؛ نشاط یا تندی؛ نزدیک به هرزگی

عبارات و ترکیب‌ها

high racinesses

ورودهای زیاد

low racinesses

ورودهای کم

varied racinesses

ورودهای متنوع

extreme racinesses

ورودهای شدید

cultural racinesses

ورودهای فرهنگی

artistic racinesses

ورودهای هنری

social racinesses

ورودهای اجتماعی

literary racinesses

ورودهای ادبی

emotional racinesses

ورودهای احساسی

commercial racinesses

ورودهای تجاری

جملات نمونه

the racinesses of the novel kept readers engaged until the last page.

جنبه‌های تحریک‌آمیز رمان باعث جذب خوانندگان تا آخرین صفحه شد.

critics praised the racinesses in the film, calling it a refreshing change.

منتقدان از جنبه‌های تحریک‌آمیز فیلم تحسین کردند و آن را یک تغییر دلپذیر خواندند.

the racinesses of the dialogue added humor to the play.

جنبه‌های تحریک‌آمیز دیالوگ، طنز را به نمایش اضافه کرد.

many enjoy the racinesses of competitive sports.

بسیاری از جنبه‌های تحریک‌آمیز ورزش‌های رقابتی لذت می‌برند.

she appreciated the racinesses of the fashion industry.

او از جنبه‌های تحریک‌آمیز صنعت مد قدردانی کرد.

the racinesses of the advertisement caught everyone's attention.

جنبه‌های تحریک‌آمیز تبلیغات توجه همه را جلب کرد.

his stories are known for their racinesses and unexpected twists.

داستان‌های او به خاطر جنبه‌های تحریک‌آمیز و پیچش‌های غیرمنتظره‌اش شناخته شده‌اند.

the racinesses of the comedy show kept the audience laughing.

جنبه‌های تحریک‌آمیز برنامه کمدی باعث خنده مخاطبان شد.

they discussed the racinesses of the latest trends in music.

آنها در مورد جنبه‌های تحریک‌آمیز آخرین روندها در موسیقی بحث کردند.

her artwork is filled with racinesses that challenge viewers.

هنر او مملو از جنبه‌های تحریک‌آمیزی است که چالش‌هایی را برای بینندگان ایجاد می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید