radioing

[ایالات متحده]/ˈreɪdiəʊɪŋ/
[بریتانیا]/ˈreɪdioʊɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل استفاده از رادیو برای ارتباط؛ نام یک شخص (رادیو)
v. برای ارتباط برقرار کردن با استفاده از رادیو؛ ارسال اطلاعات از طریق رادیو

عبارات و ترکیب‌ها

radioing help

درخواست کمک

radioing in

در حال دریافت

radioing out

در حال ارسال

radioing base

ارتباط با پایگاه

radioing status

گزارش وضعیت

radioing coordinates

ارسال مختصات

radioing updates

ارسال به‌روزرسانی‌ها

radioing instructions

دریافت دستورالعمل‌ها

radioing traffic

گزارش ترافیک

radioing emergency

درخواست کمک‌های اورژانسی

جملات نمونه

the pilot is radioing for assistance.

خلبان برای دریافت کمک درخواست ارسال می‌کند.

she was radioing updates to the base.

او به‌طور مرتب به‌روزرسانی‌ها را به پایگاه ارسال می‌کرد.

the team is radioing their findings back to headquarters.

تیم یافته‌های خود را به مقر گزارش می‌دهد.

he spent hours radioing in the coordinates.

او ساعت‌ها مختصات را ارسال کرد.

they are radioing for a weather report.

آنها برای دریافت گزارش هواشناسی درخواست ارسال می‌کنند.

the rescue team is radioing their location.

تیم نجات موقعیت مکانی خود را ارسال می‌کند.

she kept radioing until she got a response.

او تا زمانی که پاسخ دریافت کرد، به ارسال ادامه داد.

he was radioing the situation to the authorities.

او وضعیت را به مقامات گزارش می‌داد.

the captain is radioing the crew for instructions.

کاپیتان دستورالعمل‌ها را به خدمه ارسال می‌کند.

they are radioing to check on the supplies.

آنها برای بررسی موجودی‌ها درخواست ارسال می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید