radioing help
درخواست کمک
radioing in
در حال دریافت
radioing out
در حال ارسال
radioing base
ارتباط با پایگاه
radioing status
گزارش وضعیت
radioing coordinates
ارسال مختصات
radioing updates
ارسال بهروزرسانیها
radioing instructions
دریافت دستورالعملها
radioing traffic
گزارش ترافیک
radioing emergency
درخواست کمکهای اورژانسی
the pilot is radioing for assistance.
خلبان برای دریافت کمک درخواست ارسال میکند.
she was radioing updates to the base.
او بهطور مرتب بهروزرسانیها را به پایگاه ارسال میکرد.
the team is radioing their findings back to headquarters.
تیم یافتههای خود را به مقر گزارش میدهد.
he spent hours radioing in the coordinates.
او ساعتها مختصات را ارسال کرد.
they are radioing for a weather report.
آنها برای دریافت گزارش هواشناسی درخواست ارسال میکنند.
the rescue team is radioing their location.
تیم نجات موقعیت مکانی خود را ارسال میکند.
she kept radioing until she got a response.
او تا زمانی که پاسخ دریافت کرد، به ارسال ادامه داد.
he was radioing the situation to the authorities.
او وضعیت را به مقامات گزارش میداد.
the captain is radioing the crew for instructions.
کاپیتان دستورالعملها را به خدمه ارسال میکند.
they are radioing to check on the supplies.
آنها برای بررسی موجودیها درخواست ارسال میکنند.
radioing help
درخواست کمک
radioing in
در حال دریافت
radioing out
در حال ارسال
radioing base
ارتباط با پایگاه
radioing status
گزارش وضعیت
radioing coordinates
ارسال مختصات
radioing updates
ارسال بهروزرسانیها
radioing instructions
دریافت دستورالعملها
radioing traffic
گزارش ترافیک
radioing emergency
درخواست کمکهای اورژانسی
the pilot is radioing for assistance.
خلبان برای دریافت کمک درخواست ارسال میکند.
she was radioing updates to the base.
او بهطور مرتب بهروزرسانیها را به پایگاه ارسال میکرد.
the team is radioing their findings back to headquarters.
تیم یافتههای خود را به مقر گزارش میدهد.
he spent hours radioing in the coordinates.
او ساعتها مختصات را ارسال کرد.
they are radioing for a weather report.
آنها برای دریافت گزارش هواشناسی درخواست ارسال میکنند.
the rescue team is radioing their location.
تیم نجات موقعیت مکانی خود را ارسال میکند.
she kept radioing until she got a response.
او تا زمانی که پاسخ دریافت کرد، به ارسال ادامه داد.
he was radioing the situation to the authorities.
او وضعیت را به مقامات گزارش میداد.
the captain is radioing the crew for instructions.
کاپیتان دستورالعملها را به خدمه ارسال میکند.
they are radioing to check on the supplies.
آنها برای بررسی موجودیها درخواست ارسال میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید