wooden rafter
سقف چوبی
roof rafter
سقف تیر
structural rafter
تیرچه سازه
the rafters have caught.
سقفها آتش گرفتهاند.
Shine the torch up into the rafters, please.
لطفاً مشعل را به سمت سقفها بگیرید.
the club is rammed to the rafters every week.
هر هفته کلاب تا سقفها پر میشود.
ceiling joists are used to tie the rafter feet.
تیرهای سقفی برای بستن پای خرپاستها استفاده میشوند.
It was a fine apartment in which we found ourselves, large, lofty, and heavily raftered with huge balks of age-blackened oak.
این یک آپارتمان عالی بود که در آن خودمان را یافتیم، بزرگ، بلند و با تیرهای سقف بزرگ از چوب بلوط سیاه شده با سن.
The darkies were hanging from the rafters , popeyed , they were so scared, but Ma was talking to the horse like he was folks and he was eating out of her hand.
افراد سیاه پوست از سقفها آویزان بودند، با چشمان بیرون زده، خیلی ترسیده بودند، اما مادر با اسب مثل آدم صحبت میکرد و او از دست او غذا میخورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید