rainbowness

[ایالات متحده]/ˈreɪnbəʊnəs/
[بریتانیا]/ˈreɪnboʊnəs/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت بودن مانند قوس قزح؛ کیفیت رنگارنگ یا چند رنگی.

جملات نمونه

the rainbowness of the sunset amazed everyone.

نورانی بودن غروب خورشید همه را شگفت‌انگیز کرد.

she loved the rainbowness in her garden.

او نورانی بودن گیاهان گلخانه‌اش را دوست داشت.

the rainbowness of the butterfly wings was stunning.

نورانی بودن پروانه‌ها شگفت‌انگیز بود.

the artist captured the rainbowness perfectly.

هنرمند نورانی بودن را به خوبی ثبت کرد.

the rainbowness of the soap bubbles delighted children.

نورانی بودن حباب‌های صابون کودکان را خوشحال کرد.

we admired the rainbowness of the oil on water.

ما نورانی بودن روغن روی آب را تحسین کردیم.

the rainbowness made the scene magical.

نورانی بودن صحنه را جادویی کرد.

the rainbowness appeared after the storm.

نورانی بودن پس از باران ظاهر شد.

children pointed at the rainbowness in the sky.

کودکان به نورانی بودن در آسمان نگاه کردند.

the rainbowness of the glass was beautiful.

نورانی بودن شیشه زیباست.

the rainbowness brightened the gloomy day.

نورانی بودن روز تاریک را روشن کرد.

the photographer sought the rainbowness of light through crystals.

فotograf نورانی بودن نور از طریق بلورها را جستجو کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید