| جمع | rainclouds |
raincloud looming
ابر بارانی در حال نزدیک شدن
dark raincloud
ابر بارانی تاریک
raincloud burst
افشاندن ابر بارانی
like a raincloud
مثل ابر بارانی
rainclouds gather
جمع شدن ابرهای بارانی
chasing rainclouds
پیگیری ابرهای بارانی
gray raincloud
ابر بارانی خاکستری
raincloud shadows
سایههای ابر بارانی
heavy raincloud
ابر بارانی سنگین
raincloud drifted
ابر بارانی در حال جابهجایی
a dark raincloud loomed overhead, threatening a downpour.
ابری تاریک از بالا نمایان شد و بارانی شدید را تهدید میکرد.
the children pointed excitedly at the fluffy raincloud in the sky.
کودکان با خوشحالی به ابر بارانی نرمی که در آسمان بود، نگاه کردند.
we watched the raincloud drift slowly across the mountain range.
ما به دیدن ابر بارانی که آرام آرام از روی محدوده کوهها میگذشت، نگاه کردیم.
the artist captured the raincloud's somber mood in the painting.
هنرمند احساس تنهایی ابر بارانی را در نقاشی خود ثبت کرد.
a single raincloud blocked the sun, casting a shadow on the field.
یک ابر بارانی خورشید را مسدود کرد و سایهای روی میدان پراکنده.
the approaching raincloud signaled a change in the weather.
ابر بارانی نزدیک شدن نشان دهنده تغییر در آب و هوا بود.
the raincloud burst, releasing a torrent of rain.
ابر بارانی میشکست و جریانی زیادی از باران را آزاد کرد.
we huddled under the awning, watching the raincloud pass by.
ما زیر تکیهگاه جمع شدیم و به ابر بارانی که از کنار میگذشت، نگاه کردیم.
the photographer waited patiently for the perfect raincloud shot.
فotograf با صبر برای گرفتن عکس ایدهآل ابر بارانی منتظر میماند.
the raincloud’s shadow moved across the landscape, a fleeting spectacle.
سایه ابر بارانی از روی مناظر حرکت کرد، یک نمایش موقت.
a small raincloud clung to the side of the mountain.
یک ابر بارانی کوچک به سمت کنار کوه چسبید.
raincloud looming
ابر بارانی در حال نزدیک شدن
dark raincloud
ابر بارانی تاریک
raincloud burst
افشاندن ابر بارانی
like a raincloud
مثل ابر بارانی
rainclouds gather
جمع شدن ابرهای بارانی
chasing rainclouds
پیگیری ابرهای بارانی
gray raincloud
ابر بارانی خاکستری
raincloud shadows
سایههای ابر بارانی
heavy raincloud
ابر بارانی سنگین
raincloud drifted
ابر بارانی در حال جابهجایی
a dark raincloud loomed overhead, threatening a downpour.
ابری تاریک از بالا نمایان شد و بارانی شدید را تهدید میکرد.
the children pointed excitedly at the fluffy raincloud in the sky.
کودکان با خوشحالی به ابر بارانی نرمی که در آسمان بود، نگاه کردند.
we watched the raincloud drift slowly across the mountain range.
ما به دیدن ابر بارانی که آرام آرام از روی محدوده کوهها میگذشت، نگاه کردیم.
the artist captured the raincloud's somber mood in the painting.
هنرمند احساس تنهایی ابر بارانی را در نقاشی خود ثبت کرد.
a single raincloud blocked the sun, casting a shadow on the field.
یک ابر بارانی خورشید را مسدود کرد و سایهای روی میدان پراکنده.
the approaching raincloud signaled a change in the weather.
ابر بارانی نزدیک شدن نشان دهنده تغییر در آب و هوا بود.
the raincloud burst, releasing a torrent of rain.
ابر بارانی میشکست و جریانی زیادی از باران را آزاد کرد.
we huddled under the awning, watching the raincloud pass by.
ما زیر تکیهگاه جمع شدیم و به ابر بارانی که از کنار میگذشت، نگاه کردیم.
the photographer waited patiently for the perfect raincloud shot.
فotograf با صبر برای گرفتن عکس ایدهآل ابر بارانی منتظر میماند.
the raincloud’s shadow moved across the landscape, a fleeting spectacle.
سایه ابر بارانی از روی مناظر حرکت کرد، یک نمایش موقت.
a small raincloud clung to the side of the mountain.
یک ابر بارانی کوچک به سمت کنار کوه چسبید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید