raininesses

[ایالات متحده]/ˈreɪnɪnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈreɪnɪnəsɪz/

ترجمه

n. وضعیت بارانی بودن؛ مقدار باران

عبارات و ترکیب‌ها

high raininesses

باران‌های شدید

seasonal raininesses

باران‌های فصلی

average raininesses

باران‌های متوسط

extreme raininesses

باران‌های شدید

daily raininesses

باران‌های روزانه

persistent raininesses

باران‌های مداوم

unpredictable raininesses

باران‌های غیرقابل پیش‌بینی

local raininesses

باران‌های محلی

recorded raininesses

باران‌های ثبت شده

projected raininesses

باران‌های پیش‌بینی شده

جملات نمونه

the raininesses of spring bring new life to the garden.

باران‌های بهاری، زندگی جدیدی را به باغ می‌بخشند.

we planned our picnic for a sunny day, avoiding the raininesses.

ما پیک نیک خود را برای یک روز آفتابی برنامه‌ریزی کردیم و از باران‌ها دوری کردیم.

the raininesses during the monsoon can be quite heavy.

باران‌های موسمی می‌تواند بسیار شدید باشد.

children love to splash in puddles during raininesses.

کودکان عاشق بازی در گودال‌ها در زمان باران هستند.

raininesses can affect our travel plans significantly.

باران‌ها می‌توانند برنامه‌های سفر ما را به طور قابل توجهی تحت تأثیر قرار دهند.

during raininesses, it's best to stay indoors and read.

در زمان باران، بهتر است در داخل خانه بمانید و کتاب بخوانید.

the raininesses of autumn create a cozy atmosphere.

باران‌های پاییزی، فضایی دنج و دلپذیر ایجاد می‌کنند.

farmers welcome the raininesses for their crops.

کشاورزان از باران‌ها برای محصولات خود استقبال می‌کنند.

we should prepare for the raininesses expected this weekend.

ما باید برای باران‌های پیش‌بینی شده این آخر هفته آماده شویم.

raininesses often lead to beautiful rainbows afterward.

باران‌ها اغلب منجر به رنگین‌کمانی‌های زیبا پس از آن می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید