top rainmaker
بهترین تولیدکننده
rainmaker strategy
استراتژی تولیدکننده
rainmaker effect
اثر تولیدکننده
rainmaker role
نقش تولیدکننده
rainmaker culture
فرهنگ تولیدکننده
successful rainmaker
تولیدکننده موفق
rainmaker skills
مهارتهای تولیدکننده
rainmaker mindset
نگرش تولیدکننده
rainmaker network
شبکه تولیدکننده
rainmaker talent
استعداد تولیدکننده
she is known as a rainmaker in the sales department.
او به عنوان یک تولیدکننده باران در بخش فروش شناخته میشود.
the company hired a rainmaker to boost their client base.
شرکت یک تولیدکننده باران استخدام کرد تا پایگاه مشتریان خود را افزایش دهد.
his networking skills make him a true rainmaker.
مهارتهای شبکه سازی او او را به یک تولید کننده باران واقعی تبدیل میکند.
being a rainmaker requires excellent communication skills.
تولید کننده باران بودن نیازمند مهارتهای ارتباطی عالی است.
she has a reputation as a rainmaker in the tech industry.
او به عنوان یک تولید کننده باران در صنعت فناوری شناخته شده است.
rainmakers often have a large network of contacts.
تولیدکنندگان باران اغلب شبکه ارتباطات بزرگی دارند.
his ability to close deals makes him a rainmaker.
توانایی او در بستن معاملات او را به یک تولید کننده باران تبدیل میکند.
the firm relies on its rainmaker to attract new clients.
شرکت به تولید کننده باران خود برای جذب مشتریان جدید متکی است.
she learned the tricks of the trade from a seasoned rainmaker.
او ترفندهای تجارت را از یک تولید کننده باران با تجربه آموخت.
being a rainmaker is not just about sales; it's about relationships.
تولید کننده باران بودن فقط در مورد فروش نیست؛ در مورد روابط است.
top rainmaker
بهترین تولیدکننده
rainmaker strategy
استراتژی تولیدکننده
rainmaker effect
اثر تولیدکننده
rainmaker role
نقش تولیدکننده
rainmaker culture
فرهنگ تولیدکننده
successful rainmaker
تولیدکننده موفق
rainmaker skills
مهارتهای تولیدکننده
rainmaker mindset
نگرش تولیدکننده
rainmaker network
شبکه تولیدکننده
rainmaker talent
استعداد تولیدکننده
she is known as a rainmaker in the sales department.
او به عنوان یک تولیدکننده باران در بخش فروش شناخته میشود.
the company hired a rainmaker to boost their client base.
شرکت یک تولیدکننده باران استخدام کرد تا پایگاه مشتریان خود را افزایش دهد.
his networking skills make him a true rainmaker.
مهارتهای شبکه سازی او او را به یک تولید کننده باران واقعی تبدیل میکند.
being a rainmaker requires excellent communication skills.
تولید کننده باران بودن نیازمند مهارتهای ارتباطی عالی است.
she has a reputation as a rainmaker in the tech industry.
او به عنوان یک تولید کننده باران در صنعت فناوری شناخته شده است.
rainmakers often have a large network of contacts.
تولیدکنندگان باران اغلب شبکه ارتباطات بزرگی دارند.
his ability to close deals makes him a rainmaker.
توانایی او در بستن معاملات او را به یک تولید کننده باران تبدیل میکند.
the firm relies on its rainmaker to attract new clients.
شرکت به تولید کننده باران خود برای جذب مشتریان جدید متکی است.
she learned the tricks of the trade from a seasoned rainmaker.
او ترفندهای تجارت را از یک تولید کننده باران با تجربه آموخت.
being a rainmaker is not just about sales; it's about relationships.
تولید کننده باران بودن فقط در مورد فروش نیست؛ در مورد روابط است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید