rampion

[ایالات متحده]/ˈræmpɪən/
[بریتانیا]/ˈræmpɪən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی زنگوله خزنده؛ گیاهی از خانواده زنگوله
Word Forms
جمعrampions

عبارات و ترکیب‌ها

rampion salad

سالاد رَمپيون

rampion leaves

برگ‌های رَمپيون

rampion root

ریشه رَمپيون

rampion soup

سوپ رَمپيون

rampion plant

گیاه رَمپيون

rampion dish

غذاي رَمپيون

rampion flower

گل رَمپيون

rampion tea

چای رَمپيون

rampion harvest

برداشت رَمپيون

rampion recipe

دستور پخت رَمپيون

جملات نمونه

rampion is often used in salads.

رامپیون اغلب در سالادها استفاده می‌شود.

she planted rampion in her garden.

او رامپیون را در باغ خود کاشت.

rampion has a slightly bitter taste.

رامپیون طعم کمی تلخ دارد.

many people enjoy rampion as a vegetable.

بسیاری از مردم از رامپیون به عنوان سبزیجات لذت می‌برند.

rampion can be used in herbal remedies.

می‌توان از رامپیون در درمان‌های گیاهی استفاده کرد.

she harvested rampion from the wild.

او رامپیون را از طبیعت برداشت.

rampion is rich in vitamins and minerals.

رامپیون سرشار از ویتامین‌ها و مواد معدنی است.

he added rampion to his soup for flavor.

او برای طعم، رامپیون را به سوپ خود اضافه کرد.

rampion is known for its medicinal properties.

رامپیون به دلیل خواص دارویی آن شناخته شده است.

she loves the vibrant colors of rampion flowers.

او عاشق رنگ‌های زنده گل‌های رامپیون است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید