rancidness

[ایالات متحده]/ˈrænsɪdnəs/
[بریتانیا]/ˈrænsɪdnəs/

ترجمه

n. حالت فاسد شدن؛ داشتن بوی یا طعم نامطبوع
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

rancidness alert

هشدار فساد

rancidness smell

بوی فساد

rancidness detection

تشخیص فساد

rancidness issue

مشکل فساد

rancidness warning

هشدار فساد

rancidness problem

مشکل فساد

rancidness level

سطح فساد

rancidness source

منبع فساد

rancidness assessment

ارزیابی فساد

rancidness test

تست فساد

جملات نمونه

the rancidness of the butter made it inedible.

بوی نامطبوع کره آن را غیرقابل استفاده کرد.

she couldn't ignore the rancidness of the old oil.

او نمی‌توانست از بوی نامطبوع روغن قدیمی چشم‌پوشی کند.

the rancidness in the fridge indicated something had spoiled.

بوی نامطبوع در یخچال نشان می‌داد که چیزی فاسد شده است.

he was repulsed by the rancidness of the food.

او از بوی نامطبوع غذا منزجر شد.

rancidness can be a sign of poor storage conditions.

بوی نامطبوع می‌تواند نشانه‌ای از شرایط نگهداری نامناسب باشد.

the rancidness of the meat was unbearable.

بوی نامطبوع گوشت غیرقابل تحمل بود.

to avoid rancidness, store oils in a cool, dark place.

برای جلوگیری از بوی نامطبوع، روغن‌ها را در جای خنک و تاریک نگهداری کنید.

the rancidness of the cheese made it unappetizing.

بوی نامطبوع پنیر آن را غیردلپذیر کرد.

they complained about the rancidness of the leftovers.

آنها در مورد بوی نامطبوع غذای باقی‌مانده شکایت کردند.

rancidness often develops when food is left out too long.

بوی نامطبوع اغلب زمانی ایجاد می‌شود که غذا بیش از حد طولانی بیرون رها شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید