ranee

[ایالات متحده]/ˈrɑːniː/
[بریتانیا]/ˈrɑːni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرمانروا یا ملکه زن; همسر یا بیوه یک شاهزاده یا رییس هندی
Word Forms
جمعranees

عبارات و ترکیب‌ها

queen ranee

ملکه رانی

ranee of jhansi

رانی از جانسی

ranee's court

دادگاه رانی

ranee's legacy

میراث رانی

ranee's rule

حاکمیت رانی

ranee's blessing

نعمات رانی

ranee's festival

جشنواره رانی

ranee's palace

کاخ رانی

ranee's guard

نگهبان رانی

ranee's name

نام رانی

جملات نمونه

the ranee wore a stunning gown at the royal ball.

رانى لباس خیره‌کننده‌ای در مهمانی سلطنتی پوشید.

the ranee's wisdom was respected by all her people.

حکمت رانی توسط همه مردم او مورد احترام بود.

the ranee hosted a charity event for the local community.

رانى یک رویداد خیریه را برای جامعه محلی برگزار کرد.

many stories are told about the ranee's bravery.

داستان‌های زیادی در مورد شجاعت رانی نقل می‌شود.

the ranee often visited schools to encourage education.

رانى اغلب از مدارس بازدید می‌کرد تا آموزش را تشویق کند.

as a ranee, she had many responsibilities to her kingdom.

به عنوان یک رانی، او مسئولیت‌های زیادی در قبال پادشاهی خود داشت.

the ranee's palace was known for its beautiful gardens.

کاخ رانی به خاطر باغ‌های زیبایش معروف بود.

people from far and wide came to see the ranee.

افرادی از دور و نزدیک برای دیدن رانی می‌آمدند.

the ranee's leadership style was admired by many.

سبک رهبری رانی مورد تحسین بسیاری قرار می‌گرفت.

during the festival, the ranee made a special appearance.

در طول جشنواره، رانی با حضور ویژه ظاهر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید