rapidest

[ایالات متحده]/ˈræpɪdɪst/
[بریتانیا]/ˈræpɪdɪst/

ترجمه

adj. سریع‌ترین; سریع; چالاک; تند (شیب‌ها); حساس به نور (در عکاسی)
n. آبشارها; جریان تند

عبارات و ترکیب‌ها

rapidest response

سریع‌ترین پاسخ

rapidest growth

رشد سریع‌ترین

rapidest development

توسعه سریع‌ترین

rapidest expansion

گسترش سریع‌ترین

rapidest change

تغییر سریع‌ترین

rapidest increase

افزایش سریع‌ترین

rapidest delivery

ارسال سریع‌ترین

rapidest progress

پیشرفت سریع‌ترین

rapidest action

اقدام سریع‌ترین

rapidest solution

راه حل سریع‌ترین

جملات نمونه

the rapidest way to learn a language is through immersion.

سریع‌ترین راه برای یادگیری زبان، غوطه‌ور شدن در آن است.

she found the rapidest route to the city center.

او سریع‌ترین مسیر به مرکز شهر را پیدا کرد.

the rapidest response came from the emergency team.

سریع‌ترین پاسخ از تیم اورژانس دریافت شد.

he is known for his rapidest decision-making skills.

او به خاطر مهارت‌های سریع در تصمیم‌گیری شناخته شده است.

the rapidest growth in technology is astonishing.

رشد سریع فناوری شگفت‌انگیز است.

they opted for the rapidest delivery service available.

آنها سرویس تحویل سریع در دسترس را انتخاب کردند.

the rapidest train in the country travels over 300 km/h.

سریع‌ترین قطار کشور بیش از 300 کیلومتر در ساعت سرعت دارد.

to achieve success, find the rapidest solution to your problems.

برای رسیدن به موفقیت، سریع‌ترین راه حل مشکلات خود را پیدا کنید.

he always seeks the rapidest way to complete his tasks.

او همیشه به دنبال سریع‌ترین راه برای انجام وظایف خود است.

the rapidest advancements in medicine have saved countless lives.

پیشرفت‌های سریع در پزشکی جان‌های بی‌شماری را نجات داده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید