quickest

[ایالات متحده]/ˈkwɪkɪst/
[بریتانیا]/ˈkwɪkɪst/

ترجمه

adj. smart‎‌ترین (درجه تفوقی از quick)؛ سریع‌ترین؛ چابک‌ترین؛ انجام شده در کوتاه‌ترین زمان.

عبارات و ترکیب‌ها

quickest way

سریعترین راه

quickest route

سریعترین مسیر

quickest time

سریعترین زمان

quickest response

سریعترین پاسخ

quickest solution

سریعترین راه حل

getting quickest

دریافت سریعترین

quickest possible

سریعترین ممکن

the quickest

سریعترین

quickest finish

سریعترین اتمام

quickest results

سریعترین نتایج

جملات نمونه

what's the quickest way to get downtown?

سریع‌ترین راه برای رسیدن به مرکز شهر چیست؟

he's always looking for the quickest solution.

او همیشه به دنبال سریع‌ترین راه حل است.

the quickest route is through the park.

سریع‌ترین مسیر از طریق پارک است.

she gave me the quickest possible answer.

او سریع‌ترین پاسخ ممکن را به من داد.

is this the quickest train to new york?

آیا این سریع‌ترین قطار به نیویورک است؟

we need the quickest turnaround time possible.

ما به سریع‌ترین زمان بازگشت ممکن نیاز داریم.

he's known for being the quickest learner.

او به خاطر یادگیری سریع مشهور است.

what's the quickest way to boil water?

سریع‌ترین راه برای جوشاندن آب چیست؟

the quickest path to success is hard work.

سریع‌ترین مسیر به موفقیت، تلاش زیاد است.

she's the quickest typist in the office.

او سریع‌ترین تایپیست در دفتر است.

finding the quickest fix is our priority.

پیدا کردن سریع‌ترین راه حل اولویت ماست.

the quickest response time is crucial here.

سریع‌ترین زمان پاسخ در اینجا بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید