raping

[ایالات متحده]/ˈreɪpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈreɪpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل گرفتن چیزی به زور؛ به شدت تصرف کردن؛ وادار کردن کسی به درگیر شدن در رابطه جنسی بر خلاف میل او

عبارات و ترکیب‌ها

raping someone

آزار جنسی کسی

raping children

آزار جنسی کودکان

raping a victim

آزار جنسی یک قربانی

raping women

آزار جنسی زنان

raping repeatedly

آزار جنسی مکرر

raping in silence

آزار جنسی در سکوت

raping by force

آزار جنسی با زور

raping for power

آزار جنسی برای قدرت

raping and pillaging

آزار جنسی و غارت

raping without consent

آزار جنسی بدون رضایت

جملات نمونه

raping someone is a serious crime.

آزار جنسی یک فرد یک جرم جدی است.

the law is strict against raping.

قانون در برابر آزار جنسی بسیار سختگیرانه است.

raping is a violation of human rights.

آزار جنسی نقض حقوق بشر است.

there are campaigns against raping in many countries.

در بسیاری از کشورها کمپین‌هایی علیه آزار جنسی وجود دارد.

raping can have devastating effects on victims.

آزار جنسی می‌تواند اثرات ویرانگری بر قربانیان داشته باشد.

education is key to preventing raping.

آموزش کلید پیشگیری از آزار جنسی است.

survivors of raping need support and understanding.

بازماندگان آزار جنسی به حمایت و درک نیاز دارند.

raping is often linked to power and control issues.

آزار جنسی اغلب با مسائل قدرت و کنترل مرتبط است.

communities are coming together to fight against raping.

جامعه‌ها برای مبارزه با آزار جنسی در کنار هم جمع می‌شوند.

legal reforms are necessary to address the issue of raping.

اصلاحات قانونی برای رسیدگی به مسئله آزار جنسی ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید