rarities

[ایالات متحده]/ˈreə.rɪ.tiz/
[بریتانیا]/ˈrɛr.ɪ.tiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزهایی که نادر یا غیرمعمول هستند؛ مواردی از نادر بودن؛ اقلام با ارزش یا منحصر به فرد

عبارات و ترکیب‌ها

rare rarities

نادر نادرها

collectible rarities

نادر قابل جمع‌آوری

artistic rarities

نادر هنری

historical rarities

نادر تاریخی

natural rarities

نادر طبیعی

cultural rarities

نادر فرهنگی

unique rarities

نادر منحصر به فرد

musical rarities

نادر موسیقیایی

literary rarities

نادر ادبی

scientific rarities

نادر علمی

جملات نمونه

collecting rarities can be a rewarding hobby.

جمع‌آوری اشیاء کمیاب می‌تواند یک سرگرمی پاداش‌دهنده باشد.

rarities in nature can often be found in remote areas.

اشیاء کمیاب در طبیعت اغلب می‌توانند در مناطق دورافتاده یافت شوند.

the museum displayed a collection of rare rarities.

موزه مجموعه‌ای از اشیاء کمیاب نادر را به نمایش گذاشت.

some book rarities are worth a fortune.

برخی از اشیاء کمیاب کتاب ارزش یک ثروت را دارند.

he has an eye for rarities in antique shops.

او چشم روشنی برای یافتن اشیاء کمیاب در مغازه‌های عتیقه‌فروشی دارد.

rarities often tell a story about their origin.

اشیاء کمیاب اغلب داستانی در مورد منشاء خود بازگو می‌کنند.

finding rarities can take years of searching.

پیدا کردن اشیاء کمیاب می‌تواند سال‌ها جستجو طول بکشد.

art collectors often seek out rarities to enhance their collections.

کلکسیونرهای هنری اغلب به دنبال اشیاء کمیاب برای ارتقای مجموعه‌های خود هستند.

rarities can increase in value over time.

ارزش اشیاء کمیاب می‌تواند در طول زمان افزایش یابد.

she was excited to discover a few rarities at the flea market.

او از کشف چند شیء کمیاب در بازار دست‌دوم هیجان‌زده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید