food rations
خوراک
cut rations
کاهش سهمیه
issue rations
توزیع سهمیه
daily rations
سهمیه روزانه
rationing system
سیستم توزیع
reduced rations
سهمیه کاهش یافته
receiving rations
دریافت سهمیه
strict rations
سهمیه سختگیرانه
water rations
سهمیه آب
rationed food
غذاهای توزیع شده
the soldiers received daily rations of food and water.
سربازان هر روز سهمیه غذا و آب دریافت میکردند.
during the war, families were given strict food rations.
در طول جنگ، به خانوادهها سهمیه غذایی سختی داده میشد.
we carefully calculated the rations needed for the expedition.
ما به دقت سهمیههای مورد نیاز برای экспедиشن را محاسبه کردیم.
the refugees relied on emergency rations provided by aid organizations.
آوارگان به سهمیههای اضطراری که توسط سازمانهای امدادی ارائه میشد متکی بودند.
he stretched his rations to last for several days.
او سهمیههای خود را طوری مدیریت کرد که برای چند روز کافی باشد.
the government implemented rationing to manage food supplies.
دولت برای مدیریت عرضه مواد غذایی، سیستم رتبهبندی را اجرا کرد.
they distributed the rations equally among the survivors.
آنها سهمیهها را به طور مساوی بین بازماندگان توزیع کردند.
the sailors supplemented their rations with fish they caught.
ملوانان سهمیههای خود را با ماهیهایی که صید میکردند، تکمیل میکردند.
rations were reduced due to the ongoing shortages.
به دلیل کمبودهای مداوم، سهمیهها کاهش یافت.
the camp provided basic rations to all residents.
کمپ سهمیههای اساسی را در اختیار همه ساکنان قرار میداد.
she checked the remaining rations in her backpack.
او سهمیههای باقیمانده را در کولهپشتی خود بررسی کرد.
food rations
خوراک
cut rations
کاهش سهمیه
issue rations
توزیع سهمیه
daily rations
سهمیه روزانه
rationing system
سیستم توزیع
reduced rations
سهمیه کاهش یافته
receiving rations
دریافت سهمیه
strict rations
سهمیه سختگیرانه
water rations
سهمیه آب
rationed food
غذاهای توزیع شده
the soldiers received daily rations of food and water.
سربازان هر روز سهمیه غذا و آب دریافت میکردند.
during the war, families were given strict food rations.
در طول جنگ، به خانوادهها سهمیه غذایی سختی داده میشد.
we carefully calculated the rations needed for the expedition.
ما به دقت سهمیههای مورد نیاز برای экспедиشن را محاسبه کردیم.
the refugees relied on emergency rations provided by aid organizations.
آوارگان به سهمیههای اضطراری که توسط سازمانهای امدادی ارائه میشد متکی بودند.
he stretched his rations to last for several days.
او سهمیههای خود را طوری مدیریت کرد که برای چند روز کافی باشد.
the government implemented rationing to manage food supplies.
دولت برای مدیریت عرضه مواد غذایی، سیستم رتبهبندی را اجرا کرد.
they distributed the rations equally among the survivors.
آنها سهمیهها را به طور مساوی بین بازماندگان توزیع کردند.
the sailors supplemented their rations with fish they caught.
ملوانان سهمیههای خود را با ماهیهایی که صید میکردند، تکمیل میکردند.
rations were reduced due to the ongoing shortages.
به دلیل کمبودهای مداوم، سهمیهها کاهش یافت.
the camp provided basic rations to all residents.
کمپ سهمیههای اساسی را در اختیار همه ساکنان قرار میداد.
she checked the remaining rations in her backpack.
او سهمیههای باقیمانده را در کولهپشتی خود بررسی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید