raza

[ایالات متحده]/ˈrɑːzə/
[بریتانیا]/ˈrɑːzə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (آگاهی نژادی مردم آمریکایی مکزیکی) ; (رازا) یک نام; (پاکستانی) راز; (اسپانیایی) (آگاهی نژادی مردم آمریکایی مکزیکی)

عبارات و ترکیب‌ها

raza pura

رازا پورا

raza mixta

رازا میکستا

raza humana

رازا هومانا

raza negra

رازا نگرا

raza blanca

رازا بلانکا

raza indígena

رازا ایندیخنا

raza superior

رازا سُپریور

raza inferior

رازا اینفیریور

raza de perros

رازا ده پروس

raza de gatos

رازا ده گاتوس

جملات نمونه

she has a unique raza that makes her stand out.

او دارای یک رازا منحصر به فرد است که باعث متمایز شدن او می شود.

his raza is evident in the way he interacts with others.

رازا او در نحوه تعاملش با دیگران آشکار است.

different raza can influence our perspectives.

رازا های مختلف می توانند بر دیدگاه های ما تأثیر بگذارند.

understanding your raza can help you grow.

درک رازا خود می تواند به شما کمک کند رشد کنید.

her raza reflects her cultural background.

رازا او منعکس کننده پیشینه فرهنگی او است.

people often admire his confident raza.

مردم اغلب به رازای با اعتماد به نفس او احترام می گذارند.

each raza has its own strengths and weaknesses.

هر رازا نقاط قوت و ضعف خود را دارد.

his raza helps him connect with diverse groups.

رازا او به او کمک می کند تا با گروه های متنوع ارتباط برقرار کند.

a positive raza can attract more opportunities.

یک رازای مثبت می تواند فرصت های بیشتری را به همراه داشته باشد.

they believe that raza is shaped by life experiences.

آنها معتقدند که رازا تحت تأثیر تجربیات زندگی شکل می گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید