readership

[ایالات متحده]/'riːdəʃɪp/
[بریتانیا]/'ridɚʃɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گروه افرادی که به طور منظم یک روزنامه یا مجله را می‌خوانند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

increase readership

افزایش مخاطبان

target readership

مخاطبان هدف

wide readership

مخاطبان گسترده

جملات نمونه

The magazine has a large readership among young adults.

مجله دارای مخاطبان گسترده‌ای در میان جوانان است.

The website aims to increase its online readership through engaging content.

وب‌سایت هدف خود را افزایش مخاطبان آنلاین از طریق محتوای جذاب می‌داند.

The newspaper's readership has been steadily declining over the years.

مخاطبان روزنامه در طول سال‌ها به طور پیوسته در حال کاهش بوده است.

The blog has a niche readership interested in sustainable living.

وبلاگ دارای مخاطبانی خاص است که به زندگی پایدار علاقه دارند.

The journal's readership includes academics and researchers from various fields.

مخاطبان مجله شامل اساتید و محققان از زمینه‌های مختلف است.

The magazine's readership demographic skews towards a younger audience.

جمعیت مخاطبان مجله بیشتر به سمت مخاطبان جوان گرایش دارد.

The website's readership numbers have been steadily increasing since the redesign.

تعداد مخاطبان وب‌سایت از زمان بازطراحی به طور پیوسته در حال افزایش بوده است.

The publication aims to expand its readership by offering diverse content.

انتشار هدف خود را گسترش مخاطبان با ارائه محتوای متنوع می‌داند.

The book's readership extends beyond its target audience due to its universal themes.

مخاطبان کتاب به دلیل مضامین جهانی آن فراتر از مخاطبان هدف آن می‌رسد.

The magazine's readership is predominantly female, according to recent surveys.

بر اساس نظرسنجی‌های اخیر، مخاطبان مجله بیشتر زن هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید