viewership

[ایالات متحده]/ˈvjuːəʃɪp/
[بریتانیا]/ˈvjuːərʃɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مخاطب جمعی یک برنامه تلویزیونی

عبارات و ترکیب‌ها

high viewership

بازدیدکنندگان زیاد

increase viewership

افزایش تعداد بینندگان

viewership ratings

امتیازات بینندگان

target viewership

بینندگان هدف

viewership trends

روندهای بینندگان

viewership growth

رشد بینندگان

viewership decline

کاهش بینندگان

global viewership

بینندگان سراسری

live viewership

بینندگان زنده

viewership analysis

تجزیه و تحلیل بینندگان

جملات نمونه

the show saw a significant increase in viewership this season.

این برنامه در این فصل افزایش قابل توجهی در تعداد بینندگان داشت.

high viewership can lead to more advertising revenue.

تعداد زیاد بینندگان می تواند منجر به افزایش درآمد تبلیغاتی شود.

the network is aiming to boost its viewership numbers.

شبکه قصد دارد تعداد بینندگان خود را افزایش دهد.

viewership has declined due to increased streaming options.

به دلیل افزایش گزینه های پخش آنلاین، تعداد بینندگان کاهش یافته است.

they conducted a survey to understand their viewership demographics.

آنها نظارتی انجام دادند تا جمعیت بینندگان خود را درک کنند.

viewership trends indicate a shift towards online platforms.

روندهای تعداد بینندگان نشان دهنده تغییر به سمت پلتفرم های آنلاین است.

the documentary attracted a large viewership on its premiere night.

فیلم مستند در اولین شب پخش خود، تعداد زیادی بیننده را جذب کرد.

viewership ratings are crucial for television networks.

امتیازات تعداد بینندگان برای شبکه های تلویزیونی بسیار مهم است.

they are analyzing viewership data to improve future content.

آنها داده های تعداد بینندگان را برای بهبود محتوای آینده تجزیه و تحلیل می کنند.

the series finale achieved record viewership numbers.

قسمت پایانی سریال به ثبت رکوردهای تعداد بیننده دست یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید