readouts

[ایالات متحده]/'riːdaʊt/
[بریتانیا]/'rid,aʊt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک دستگاه یا نمایشگری که اطلاعات را با خواندن داده‌ها ارائه می‌دهد

عبارات و ترکیب‌ها

data readout

خواندن داده

readout display

نمایش خواندن

readout screen

صفحه نمایش خواندن

digital readout

خواندن دیجیتال

جملات نمونه

The operational principle of the digital readout instrument angle measurement is introduced based on the round inductosyn.

اصل عملیاتی ابزار اندازه گیری زاویه نمایشگر دیجیتال بر اساس اینداکتوسین گرد معرفی شده است.

I see on my readout that my teammates (whom I've not really met) are Doughboy, Ratman, and Genghis.

من در صفحه نمایش خود می‌بینم که هم‌تیمی‌های من (که من اصلاً ملاقات نکرده‌ام) داگ‌بوی، رتمن و چنگیز هستند.

All readout kits feature overrange protection and are equipped with hoses, carrying case and instructions.

تمام کیت‌های نمایشگر دارای محافظت در برابر اضافه بار هستند و به شلنگ، کیف حمل و نقل و دستورالعمل مجهز هستند.

The scientist analyzed the readout from the experiment.

دانشمند خروجی داده‌ها را از آزمایش تجزیه و تحلیل کرد.

The nurse checked the patient's vital signs on the readout monitor.

پرستار علائم حیاتی بیمار را روی مانیتور نمایشگر بررسی کرد.

The pilot glanced at the flight data readout before takeoff.

خلبان قبل از برخاستن به داده‌های پرواز روی نمایشگر نگاه کرد.

The technician reviewed the readout of the machine to identify any issues.

تکنسین خروجی دستگاه را بررسی کرد تا مشکلات احتمالی را شناسایی کند.

The readout on the scale displayed his weight accurately.

نمایشگر روی ترازو وزن او را به طور دقیق نشان داد.

The professor used the readout of the spectrometer to analyze the chemical composition.

پروفسور از خروجی طیف‌سنج برای تجزیه و تحلیل ترکیب شیمیایی استفاده کرد.

The engineer adjusted the settings based on the readout of the pressure gauge.

مهندس براساس خروجی فشارسنج تنظیمات را تغییر داد.

The readout on the screen showed a sudden increase in temperature.

نمایشگر روی صفحه نشان داد که دمای هوا به طور ناگهانی افزایش یافته است.

She carefully monitored the readout of her heart rate during exercise.

او به دقت خروجی ضربان قلب خود را در حین ورزش زیر نظر داشت.

The readout indicated a malfunction in the system that needed immediate attention.

خروجی نشان داد که یک نقص در سیستم وجود دارد که نیاز به توجه فوری دارد.

نمونه‌های واقعی

The nurse was checking the paper readout on my heart monitor.

پرستار در حال بررسی نتایج چاپ شده دستگاه قلب من بود.

منبع: Twilight: Eclipse

This method provided a readout for how home energy use has evolved since the early 1990s.

این روش اطلاعاتی در مورد چگونگی تکامل مصرف انرژی خانگی از اوایل دهه 1990 ارائه کرد.

منبع: Gaokao Reading Real Questions

Both Washington and Moscow quickly issued readouts of the call.

واشنگتن و مسکو به سرعت خلاصه ای از تماس منتشر کردند.

منبع: VOA Daily Standard November 2021 Collection

A subtle shift in a digital readout could reveal the clue they're looking for.

تغییرات ظریف در نمایشگر دیجیتال می تواند سرنخ مورد نظر آنها را نشان دهد.

منبع: Searching for life on Mars

It added, " We welcome the WHO review and look forward to the readout and decision."

این مطلب را اضافه کرد: "ما از بررسی سازمان بهداشت جهانی استقبال می کنیم و منتظر خلاصه و تصمیم گیری هستیم."

منبع: VOA Special April 2023 Collection

Yeah. I mean, the Kremlin did not mention Navalny in its readout, as you can imagine.

بله. یعنی، کرملین در خلاصه خود به نام ناوالنی اشاره نکرد، همانطور که می توانید تصور کنید.

منبع: NPR News February 2021 Compilation

But there was no mention in the State Department readout of that conversation anything about the audiotapes.

اما در خلاصه وزارت امور خارجه به آن گفتگو و هیچ اشاره ای به نوارها نبود.

منبع: NPR News November 2018 Collection

So, why can't we just plug someone into a machine and get an objective readout of how much pain they're in?

پس چرا نمی توانیم کسی را به دستگاه متصل کنیم و به طور عینی بفهمیم چه قدر درد می کشد؟

منبع: "Science" Magazine (Bilingual Selection)

Checking my arm readouts, I saw the suit was now at 85 percent oxygen.

با بررسی نتایج دستگاه روی بازویم متوجه شدم که لباس فضایی اکنون به 85 درصد اکسیژن رسیده است.

منبع: The Martian (Ongoing Updates)

He glanced at the computer readout on the dashboard.

او به سرعت به نمایشگر کامپیوتر روی داشبورد نگاه کرد.

منبع: After You (Me Before You #2)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید