reaganite

[ایالات متحده]/ˈreɪɡənaɪt/
[بریتانیا]/ˈreɪɡənaɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عضو اداره رونالد ریگان

عبارات و ترکیب‌ها

reaganite policies

خط‌مشی‌های ریگان

reaganite values

ارزش‌های ریگان

reaganite ideology

ایدئولوژی ریگان

reaganite revolution

انقلاب ریگان

reaganite agenda

برنامه ریگان

reaganite politics

سیاست ریگان

reaganite influence

تاثیرگذاری ریگان

reaganite legacy

میراث ریگان

reaganite supporters

طرفداران ریگان

reaganite movement

جنبش ریگان

جملات نمونه

the reaganite policies of the 1980s still influence american politics today.

سیاست‌های ریگان در دهه ۱۹۸۰ هنوز بر سیاست آمریکا امروز تأثیر می‌گذارند.

many reaganite supporters believe in limited government intervention.

بسیاری از حامیان ریگان معتقدند که دولت نباید زیاد در امور دخالت کند.

his reaganite approach to economics emphasizes tax cuts.

رویکرد اقتصادی ریگان بر کاهش مالیات تأکید دارد.

the reaganite vision of america includes strong national defense.

دیدگاه ریگان از آمریکا شامل دفاع ملی قوی است.

critics argue that reaganite ideals have led to income inequality.

منتقدان استدلال می‌کنند که ایده‌های ریگان منجر به نابرابری درآمد شده است.

reaganite foreign policy focused on combating communism.

سیاست خارجی ریگان بر مبارزه با کمونیسم متمرکز بود.

many politicians identify with reaganite principles in their campaigns.

بسیاری از سیاستمداران در کمپین‌های خود با اصول ریگان همذات پنداری می‌کنند.

reaganite rhetoric often appeals to conservative voters.

زبان ریگان اغلب برای رای‌دهندگان محافظه‌کار جذاب است.

his reaganite philosophy promotes individual responsibility.

فلسفه ریگان مسئولیت فردی را ترویج می‌کند.

the reaganite legacy continues to shape republican party ideology.

میراث ریگان همچنان در حال شکل‌دهی به ایدئولوژی حزب جمهوری‌خواه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید