reappears

[ایالات متحده]/ˌriːəˈpɪəz/
[بریتانیا]/ˌriːəˈpɪrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. دوباره ظاهر شدن
v. شخص سوم مفرد از دوباره ظاهر شدن

عبارات و ترکیب‌ها

reappears suddenly

به طور ناگهانی دوباره ظاهر می‌شود

reappears frequently

به طور مکرر دوباره ظاهر می‌شود

reappears again

دوباره ظاهر می‌شود

reappears unexpectedly

به طور غیرمنتظره دوباره ظاهر می‌شود

reappears regularly

به طور منظم دوباره ظاهر می‌شود

reappears later

بعداً دوباره ظاهر می‌شود

reappears briefly

به طور خلاصه دوباره ظاهر می‌شود

reappears momentarily

به طور لحظه‌ای دوباره ظاهر می‌شود

reappears occasionally

به طور گاهی دوباره ظاهر می‌شود

reappears mysteriously

به طور مرموزانه دوباره ظاهر می‌شود

جملات نمونه

the sun reappears after the storm.

خورشید بعد از طوفان دوباره ظاهر می‌شود.

she hopes her lost cat reappears soon.

او امیدوار است که گربه‌ی گم‌شده‌اش به زودی دوباره ظاهر شود.

the comet reappears every 76 years.

کومت هر 76 سال دوباره ظاهر می‌شود.

he reappears in her life unexpectedly.

او به طور غیرمنتظره در زندگی او دوباره ظاهر می‌شود.

the problem reappears despite the fixes.

مشکل با وجود رفع مشکلات دوباره ظاهر می‌شود.

the old building reappears in the new plans.

ساختمان قدیمی در طرح‌های جدید دوباره ظاهر می‌شود.

as winter ends, the flowers reappear.

همانطور که زمستان به پایان می‌رسد، گل‌ها دوباره ظاهر می‌شوند.

every spring, the same bird reappears.

هر بهار، همان پرنده دوباره ظاهر می‌شود.

he hopes that happiness reappears in his life.

او امیدوار است که خوشبختی در زندگی‌اش دوباره ظاهر شود.

the ghost reappears in the same spot.

روح در همان نقطه دوباره ظاهر می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید