reappears suddenly
به طور ناگهانی دوباره ظاهر میشود
reappears frequently
به طور مکرر دوباره ظاهر میشود
reappears again
دوباره ظاهر میشود
reappears unexpectedly
به طور غیرمنتظره دوباره ظاهر میشود
reappears regularly
به طور منظم دوباره ظاهر میشود
reappears later
بعداً دوباره ظاهر میشود
reappears briefly
به طور خلاصه دوباره ظاهر میشود
reappears momentarily
به طور لحظهای دوباره ظاهر میشود
reappears occasionally
به طور گاهی دوباره ظاهر میشود
reappears mysteriously
به طور مرموزانه دوباره ظاهر میشود
the sun reappears after the storm.
خورشید بعد از طوفان دوباره ظاهر میشود.
she hopes her lost cat reappears soon.
او امیدوار است که گربهی گمشدهاش به زودی دوباره ظاهر شود.
the comet reappears every 76 years.
کومت هر 76 سال دوباره ظاهر میشود.
he reappears in her life unexpectedly.
او به طور غیرمنتظره در زندگی او دوباره ظاهر میشود.
the problem reappears despite the fixes.
مشکل با وجود رفع مشکلات دوباره ظاهر میشود.
the old building reappears in the new plans.
ساختمان قدیمی در طرحهای جدید دوباره ظاهر میشود.
as winter ends, the flowers reappear.
همانطور که زمستان به پایان میرسد، گلها دوباره ظاهر میشوند.
every spring, the same bird reappears.
هر بهار، همان پرنده دوباره ظاهر میشود.
he hopes that happiness reappears in his life.
او امیدوار است که خوشبختی در زندگیاش دوباره ظاهر شود.
the ghost reappears in the same spot.
روح در همان نقطه دوباره ظاهر میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید