reasserts

[ایالات متحده]/ˌriːəˈsɜːts/
[بریتانیا]/ˌriːəˈsɜrts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دوباره تأکید کردن؛ یک ادعا را دوباره بیان کردن

عبارات و ترکیب‌ها

reasserts authority

بازگرداندن اقتدار

reasserts control

بازگرداندن کنترل

reasserts dominance

بازگرداندن برتری

reasserts position

بازگرداندن جایگاه

reasserts rights

بازگرداندن حقوق

reasserts values

بازگرداندن ارزش‌ها

reasserts belief

بازگرداندن باور

reasserts intent

بازگرداندن قصد

reasserts claim

بازگرداندن ادعا

reasserts focus

بازگرداندن تمرکز

جملات نمونه

the president reasserts the commitment to climate change initiatives.

رئیس‌جمهور بار دیگر بر تعهد به طرح‌های تغییرات آب و هوایی تاکید می‌کند.

she reasserts her position in the company during the meeting.

او در طول جلسه بار دیگر جایگاه خود را در شرکت مورد تاکید قرار می‌دهد.

the teacher reasserts the importance of studying for exams.

معلم بار دیگر بر اهمیت مطالعه برای امتحانات تاکید می‌کند.

the report reasserts the need for better infrastructure.

گزارش بر لزوم زیرساخت‌های بهتر تاکید می‌کند.

the scientist reasserts the findings of the previous research.

دانشمند یافته‌های تحقیقات قبلی را مورد تاکید قرار می‌دهد.

the article reasserts the benefits of a balanced diet.

مقاله بر فواید یک رژیم غذایی متعادل تاکید می‌کند.

the speaker reasserts the values of the organization.

سخنرانی ارزش‌های سازمان را مورد تاکید قرار می‌دهد.

the coach reasserts the team's goals for the season.

مربی اهداف تیم را برای فصل مورد تاکید قرار می‌دهد.

the lawyer reasserts the client's innocence in court.

وکیل بی‌گناهی موکل را در دادگاه مورد تاکید قرار می‌دهد.

the manifesto reasserts the party's commitment to social justice.

بیانیه بر تعهد حزب به عدالت اجتماعی تاکید می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید