reassumed

[ایالات متحده]/riːə'sjuːm/
[بریتانیا]/ˌriə'sʊm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. دوباره فرض کردن\nدوباره به عهده گرفتن\nدوباره undertaking کردن

عبارات و ترکیب‌ها

reassume duties

بر عهده گرفتن مجدد وظایف

reassume control

بازپس گیری کنترل

reassume leadership

بازگشت به رهبری

جملات نمونه

he reassumed the title of Governor General.

او دوباره عنوان فرماندار کل را به دست آورد.

it is important to reassume control

بازپس‌گیری کنترل بسیار مهم است

she had to reassume her role as leader

او مجبور شد نقش خود را به عنوان رهبر دوباره به عهده بگیرد

the team will reassume their positions

تیم مجدداً به جایگاه خود باز خواهد گشت

to reassume ownership of the company

برای بازپس‌گیری مالکیت شرکت

he needs to reassume his authority

او باید اختیار خود را دوباره به دست آورد

the government will reassume power

دولت قدرت را دوباره به دست خواهد گرفت

to reassume a previous position

برای بازگشت به یک موقعیت قبلی

she will reassume the lead role

او نقش اصلی را دوباره به عهده خواهد گرفت

to reassume control of the situation

برای بازپس‌گیری کنترل وضعیت

نمونه‌های واقعی

Within the day after the impact the Earth had reassumed a basically spherical shape.

در طول روز پس از برخورد، زمین اساساً دوباره به شکل کروی بازگشته بود.

منبع: The History Channel documentary "Cosmos"

And before leaving her arms, he had reassumed all that dignity which is proper to a man.

و قبل از اینکه او را ترک کند، او تمام آن وقاری را که برای یک مرد مناسب است، دوباره به دست آورد.

منبع: The Red and the Black (Part Four)

Then, when your consciousness comes back to the manifested world, you reassume the form identity that you temporarily relinquished.

سپس، هنگامی که آگاهی شما به جهان آشکار باز می گردد، شما دوباره هویت ظاهری را که به طور موقت رها کرده اید، به دست می آورید.

منبع: The Power of Now

In these strange circumstances the great lines of his character, which had been formed by the events of his youth, reassumed all their original force. The misfortunes of the emigration had made him into an imaginative man.

در این شرایط عجیب و غریب، خطوط بزرگ شخصیت او که توسط وقایع جوانی او شکل گرفته بود، دوباره تمام قدرت اصلی خود را به دست آورد. بدبختی های مهاجرت او را به یک مرد با تصور تبدیل کرد.

منبع: The Red and the Black (Part Four)

To come into the warm enclosed place after the pantheistic animal feeling without, was to reassume some absurd and impressive knightly name, as thunderous as spurred boots in war, as football cleats on the cement of a locker-room floor.

ورود به مکان گرم و بسته بعد از احساس حیوانی تمام‌عیار و بدون آن، به معنای به دست گرفتن دوباره نام شوالیه ای مضحک و چشمگیر بود، به اندازه رعدآسا بودن چکمه های با زبانه در جنگ، به اندازه کفش های ورزشی روی بتن کف زمین.

منبع: The Night is Gentle (Part Two)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید