rebaptizer of faith
بازنگشتدهنده ایمان
rebaptizer of hope
بازنگشتدهنده امید
rebaptizer of souls
بازنگشتدهنده ارواح
rebaptizer of love
بازنگشتدهنده عشق
rebaptizer in spirit
بازنگشتدهنده در روح
rebaptizer for change
بازنگشتدهنده برای تغییر
rebaptizer of truth
بازنگشتدهنده حقیقت
rebaptizer of life
بازنگشتدهنده زندگی
rebaptizer of purpose
بازنگشتدهنده هدف
rebaptizer of community
بازنگشتدهنده اجتماع
the rebaptizer performed the ceremony with great care.
بازگشتدهنده مراسم را با دقت فراوان انجام داد.
many people sought the rebaptizer for spiritual renewal.
بسیاری از مردم برای تجدید معنوی به بازگشتدهنده روی آوردند.
the rebaptizer explained the significance of the ritual.
بازگشتدهنده اهمیت مراسم را توضیح داد.
she felt a deep connection with the rebaptizer.
او ارتباط عمیقی با بازگشتدهنده احساس کرد.
the rebaptizer welcomed everyone with open arms.
بازگشتدهنده همه را با آغوش باز استقبال کرد.
people traveled far to see the famous rebaptizer.
مردم از راه دور برای دیدن بازگشتدهنده مشهور سفر کردند.
the rebaptizer shared stories of past ceremonies.
بازگشتدهنده داستانهای مربوط به مراسمهای گذشته را به اشتراک گذاشت.
she was inspired by the rebaptizer's teachings.
او از آموزههای بازگشتدهنده الهام گرفت.
the rebaptizer's presence brought peace to the gathering.
حضور بازگشتدهنده صلح را به گردهمایی آورد.
after the rebaptizer's words, many felt renewed.
پس از سخنان بازگشتدهنده، بسیاری احساس تجدید کردند.
rebaptizer of faith
بازنگشتدهنده ایمان
rebaptizer of hope
بازنگشتدهنده امید
rebaptizer of souls
بازنگشتدهنده ارواح
rebaptizer of love
بازنگشتدهنده عشق
rebaptizer in spirit
بازنگشتدهنده در روح
rebaptizer for change
بازنگشتدهنده برای تغییر
rebaptizer of truth
بازنگشتدهنده حقیقت
rebaptizer of life
بازنگشتدهنده زندگی
rebaptizer of purpose
بازنگشتدهنده هدف
rebaptizer of community
بازنگشتدهنده اجتماع
the rebaptizer performed the ceremony with great care.
بازگشتدهنده مراسم را با دقت فراوان انجام داد.
many people sought the rebaptizer for spiritual renewal.
بسیاری از مردم برای تجدید معنوی به بازگشتدهنده روی آوردند.
the rebaptizer explained the significance of the ritual.
بازگشتدهنده اهمیت مراسم را توضیح داد.
she felt a deep connection with the rebaptizer.
او ارتباط عمیقی با بازگشتدهنده احساس کرد.
the rebaptizer welcomed everyone with open arms.
بازگشتدهنده همه را با آغوش باز استقبال کرد.
people traveled far to see the famous rebaptizer.
مردم از راه دور برای دیدن بازگشتدهنده مشهور سفر کردند.
the rebaptizer shared stories of past ceremonies.
بازگشتدهنده داستانهای مربوط به مراسمهای گذشته را به اشتراک گذاشت.
she was inspired by the rebaptizer's teachings.
او از آموزههای بازگشتدهنده الهام گرفت.
the rebaptizer's presence brought peace to the gathering.
حضور بازگشتدهنده صلح را به گردهمایی آورد.
after the rebaptizer's words, many felt renewed.
پس از سخنان بازگشتدهنده، بسیاری احساس تجدید کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید