rebaptizer

[ایالات متحده]/ˌriːˈbæp.taɪ.zər/
[بریتانیا]/ˌriːˈbæp.taɪ.zɚ/

ترجمه

vt. دوباره تعمید دادن؛ نام گذاری مجدد

عبارات و ترکیب‌ها

rebaptizer of faith

بازنگشت‌دهنده ایمان

rebaptizer of hope

بازنگشت‌دهنده امید

rebaptizer of souls

بازنگشت‌دهنده ارواح

rebaptizer of love

بازنگشت‌دهنده عشق

rebaptizer in spirit

بازنگشت‌دهنده در روح

rebaptizer for change

بازنگشت‌دهنده برای تغییر

rebaptizer of truth

بازنگشت‌دهنده حقیقت

rebaptizer of life

بازنگشت‌دهنده زندگی

rebaptizer of purpose

بازنگشت‌دهنده هدف

rebaptizer of community

بازنگشت‌دهنده اجتماع

جملات نمونه

the rebaptizer performed the ceremony with great care.

بازگشت‌دهنده مراسم را با دقت فراوان انجام داد.

many people sought the rebaptizer for spiritual renewal.

بسیاری از مردم برای تجدید معنوی به بازگشت‌دهنده روی آوردند.

the rebaptizer explained the significance of the ritual.

بازگشت‌دهنده اهمیت مراسم را توضیح داد.

she felt a deep connection with the rebaptizer.

او ارتباط عمیقی با بازگشت‌دهنده احساس کرد.

the rebaptizer welcomed everyone with open arms.

بازگشت‌دهنده همه را با آغوش باز استقبال کرد.

people traveled far to see the famous rebaptizer.

مردم از راه دور برای دیدن بازگشت‌دهنده مشهور سفر کردند.

the rebaptizer shared stories of past ceremonies.

بازگشت‌دهنده داستان‌های مربوط به مراسم‌های گذشته را به اشتراک گذاشت.

she was inspired by the rebaptizer's teachings.

او از آموزه‌های بازگشت‌دهنده الهام گرفت.

the rebaptizer's presence brought peace to the gathering.

حضور بازگشت‌دهنده صلح را به گردهمایی آورد.

after the rebaptizer's words, many felt renewed.

پس از سخنان بازگشت‌دهنده، بسیاری احساس تجدید کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید