I need to reboot my computer to fix the software issue.
من نیاز دارم کامپیوتر خود را مجدداً راه اندازی کنم تا مشکل نرم افزاری را رفع کنم.
After a long day of work, sometimes I just want to reboot and relax.
بعد از یک روز طولانی کار، گاهی اوقات فقط می خواهم کامپیوتر را مجدداً راه اندازی کنم و استراحت کنم.
The company decided to reboot their marketing strategy to attract more customers.
شرکت تصمیم گرفت استراتژی بازاریابی خود را مجدداً راه اندازی کند تا مشتریان بیشتری را جذب کند.
It's important to reboot your phone regularly to keep it running smoothly.
مهم است که تلفن خود را به طور منظم مجدداً راه اندازی کنید تا به خوبی کار کند.
The director plans to reboot the classic film for a modern audience.
کارگردان قصد دارد فیلم کلاسیک را برای مخاطبان مدرن مجدداً راه اندازی کند.
The team needs to reboot their approach to problem-solving for better results.
تیم باید رویکرد خود را برای حل مشکلات مجدداً راه اندازی کند تا نتایج بهتری حاصل شود.
She decided to reboot her career by going back to school for further education.
او تصمیم گرفت با بازگشت به مدرسه برای ادامه تحصیل، شغل خود را مجدداً راه اندازی کند.
The government is considering a reboot of the healthcare system to improve services.
دولت در حال بررسی مجدداً راه اندازی سیستم بهداشت و درمان برای بهبود خدمات است.
Sometimes a simple reboot of your router can solve internet connection issues.
گاهی اوقات یک راه اندازی مجدد ساده روتر شما می تواند مشکلات اتصال اینترنت را حل کند.
After a setback, it's important to reboot and come back stronger than ever.
بعد از یک پسرفت، مهم است که مجدداً راه اندازی کنید و قوی تر از همیشه بازگردید.
What if they lock up or need a reboot like your smartphone?
اگر قفل شوند یا نیاز به راه اندازی مجدد داشته باشند مثل گوشی هوشمند شما چه میشود؟
منبع: CNN 10 Student English March 2020 CompilationAre you upset or are you just rebooting? I'm fine.
عصبانی هستی یا فقط در حال راه اندازی مجدد هستی؟ من خوبم.
منبع: The Big Bang Theory Season 7In between comes a sometimes rocky emotional reboot.
در میان آنها، گاهی اوقات یک راه اندازی مجدد احساسی پر فراز و نشیب رخ می دهد.
منبع: PBS Health Interview SeriesThey faked a reboot. It's down for five minutes.
آنها یک راه اندازی مجدد جعلی انجام دادند. برای پنج دقیقه از کار افتاده است.
منبع: LeverageGary Marcus is the co-author of " Rebooting A.I."
گری مارکوس یکی از نویسندگان کتاب "راهاندازی مجدد هوش مصنوعی" است.
منبع: PBS Interview Social SeriesThese come straight from our reboot family.
اینها مستقیماً از خانوادهی راهاندازی مجدد ما میآیند.
منبع: Master teaches you how to practice yoga skillfully.But, like all those Spider-Man reboots have taught us, with great power comes great responsibility.
اما، همانطور که همه آن بازسازیهای Spider-Man به ما آموختهاند، قدرت زیاد مسئولیت زیادی به همراه دارد.
منبع: Crash Course: Business in the WorkplaceNow NASA is planning to reboot WISE to find more asteroids.
اکنون ناسا قصد دارد WISE را برای یافتن سیارکهای بیشتر، راهاندازی مجدد کند.
منبع: Science in 60 Seconds Listening Collection August 2013President Trump extended a warm welcome at the White House to Egypt's leader and declared a reboot in relations.
رئیس جمهور ترامپ با استقبال گرم در کاخ سفید از رهبر مصر، اعلام کرد که روابط در حال راهاندازی مجدد است.
منبع: BBC Listening Collection April 2017She said that he would constantly tell her, 'I just want to reboot my brain.'
او گفت که او دائماً به او میگفت: 'من فقط میخواهم مغزم را راهاندازی مجدد کنم.'
منبع: Biography of Famous Historical Figuresلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید