reset password
بازنشانی رمز عبور
factory reset
بازنشانی کارخانه
reset settings
بازنشانی تنظیمات
reset button
دکمه بازنشانی
automatic reset
بازنشانی خودکار
reset circuit
بازنشانی مدار
hard reset
بازنشانی سخت
reset all
بازنشانی همه
reset a broken bone.
جدا کردن یک استخوان شکسته
I must reset the alarm.
من باید ساعت زنگ را ریست کنم.
This machine runs the ambulacrum automatic reset to lead the function;
این دستگاه، سیستم ambulacrum را به صورت خودکار ریست می کند تا عملکرد را هدایت کند.
Produce compatible ink cartridge, continuous ink supply system, chip resetter, auto reset chip, ink.
تولید کارتریج جوهر سازگار، سیستم تامین جوهر مداوم، بازنشانی تراشه، تراشه بازنشانی خودکار، جوهر.
Large capacity. Compare to other e-card which have to reset EPROM when homochromy is about 3000ML. our e-cards can reach homochromy 10,000 ML.
ظرفیت بالا. در مقایسه با سایر کارت های e-card که باید EPROM را زمانی که هموکرومی حدود 3000ML است، ریست کنند. کارت های e-card ما می توانند به هموکرومی 10000ML برسند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید