data rebuilder
بازسازنده داده
system rebuilder
بازسازنده سیستم
project rebuilder
بازسازنده پروژه
code rebuilder
بازسازنده کد
network rebuilder
بازسازنده شبکه
application rebuilder
بازسازنده برنامه کاربردی
database rebuilder
بازسازنده پایگاه داده
server rebuilder
بازسازنده سرور
software rebuilder
بازسازنده نرمافزار
file rebuilder
بازسازنده فایل
the rebuilder worked tirelessly to restore the old bridge.
بازساز تلاش کرد تا پل قدیمی را با تلاش فراوان بازسازی کند.
as a community rebuilder, she organized several workshops.
به عنوان یک بازساز جامعه، او چندین کارگاه برگزار کرد.
the rebuilder's vision transformed the abandoned lot into a park.
دیدگاه بازساز زمینی متروکه را به پارکی تبدیل کرد.
he is known as a master rebuilder in his town.
او به عنوان یک بازساز ماهر در شهرش شناخته می شود.
the rebuilder faced many challenges during the renovation project.
بازساز در طول پروژه بازسازی با چالش های زیادی روبرو شد.
her role as a rebuilder has inspired many others.
نقش او به عنوان یک بازساز الهام بخش بسیاری دیگر بوده است.
the rebuilder used sustainable materials for the construction.
بازساز از مواد پایدار برای ساخت و ساز استفاده کرد.
community members praised the rebuilder for her dedication.
اعضای جامعه از تعهد او تشکر کردند.
the rebuilder's efforts led to a revitalized neighborhood.
تلاش های بازساز منجر به احیای محله شد.
being a rebuilder requires both creativity and practical skills.
بازسازی هم خلاقیت و هم مهارت های عملی را می طلبد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید