reburies

[ایالات متحده]/riː'berɪ/
[بریتانیا]/ri'bɛri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دوباره دفن کردن، دوباره دفن کردن

برای دوباره دفن کردن بدن یک شخص یا حیوان.

جملات نمونه

The archaeologists decided to rebury the ancient artifacts in order to preserve them.

باستان‌شناسان تصمیم گرفتند اشیاء باستانی را به منظور حفظ آن‌ها دوباره به خاک بسپارند.

It is important to obtain permission before attempting to rebury any remains.

قبل از تلاش برای دفن مجدد هرگونه بقایای انسانی، اخذ مجوز ضروری است.

The family decided to rebury their loved one in a different cemetery.

خانواده تصمیم گرفت عزیزش را در یک گورستان دیگر دفن مجدد.

After the exhumation, the body was reburied with a proper ceremony.

پس از بیرون آوردن از گور، جسد با یک مراسم مناسب دفن مجدد شد.

The community came together to rebury the victims of the tragedy with dignity.

جامعه برای دفن با وقار اجساد قربانیان حادثه گرد هم آمد.

It is common practice to reinter or rebury remains in a respectful manner.

دفن مجدد یا به خاک سپردن بقایا به روشی محترمانه، یک روش معمول است.

The decision to rebury the remains was met with mixed reactions from the public.

تصمیم به دفن مجدد بقایا با واکنش‌های متضاد از سوی مردم مواجه شد.

The local authorities were responsible for coordinating the process to rebury the deceased.

مقامات محلی مسئول هماهنگی فرآیند دفن مجدد متوفیان بودند.

After the investigation, the authorities made the decision to rebury the unidentified remains.

پس از تحقیقات، مقامات تصمیم گرفتند بقایای شناسایی نشده را دفن مجدد کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید