The scientist had to perform a recalculation of the data.
دانشمند مجبور بود داده ها را دوباره محاسبه کند.
She made a recalculation of her monthly expenses.
او یک بازمحاسبه از هزینه های ماهانه خود انجام داد.
The engineer needed to do a recalculation of the structural design.
مهندس نیاز به بازمحاسبه طراحی سازه داشت.
After the error was discovered, they had to do a recalculation of the financial projections.
پس از کشف خطا، آنها مجبور شدند پیشبینیهای مالی را دوباره محاسبه کنند.
The recalculation of the budget revealed significant discrepancies.
بازمحاسبه بودجه، مغایرت های قابل توجهی را نشان داد.
A recalculation of the measurements showed a slight deviation.
بازمحاسبه اندازه گیری ها، انحراف اندکی را نشان داد.
The recalculation of the recipe resulted in a better-tasting dish.
بازمحاسبه دستور غذا منجر به یک غذای با طعم بهتر شد.
The recalculation of the timeline pushed back the project deadline.
بازمحاسبه جدول زمانی، مهلت پروژه را به عقب انداخت.
Due to new information, a recalculation of the risk assessment was necessary.
به دلیل اطلاعات جدید، بازمحاسبه ارزیابی ریسک ضروری بود.
The recalculation of the equation led to a different solution.
بازمحاسبه معادله منجر به یک راه حل متفاوت شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید