recasts the narrative
بازنویسی روایت
recasts the data
بازنویسی دادهها
recasts the argument
بازنویسی استدلال
recasts the project
بازنویسی پروژه
recasts the roles
بازنویسی نقشها
recasts the strategy
بازنویسی استراتژی
recasts the plan
بازنویسی برنامه
recasts the message
بازنویسی پیام
recasts the scene
بازنویسی صحنه
recasts the findings
بازنویسی یافتهها
the director recasts the lead role for the upcoming film.
مدیر نقش اصلی را برای فیلم آینده بازنویسی میکند.
she often recasts her old songs to give them a fresh sound.
او اغلب آهنگهای قدیمی خود را بازنویسی میکند تا به آنها حال و هوای تازهای بدهد.
the company recasts its marketing strategy to attract younger customers.
شرکت استراتژی بازاریابی خود را برای جذب مشتریان جوانتر بازنویسی میکند.
after feedback, he recasts his presentation to make it more engaging.
پس از دریافت بازخورد، او ارائه خود را برای جذابتر شدن بازنویسی میکند.
the playwright recasts the ending to create a more impactful conclusion.
نویسنده پایان داستان را بازنویسی میکند تا نتیجهای مؤثرتر ایجاد کند.
she recasts her story from a different character's perspective.
او داستان خود را از دیدگاه یک شخصیت دیگر بازنویسی میکند.
the artist recasts her sculpture to reflect modern themes.
هنرمند مجسمهاش را بازنویسی میکند تا موضوعات مدرن را منعکس کند.
in the new edition, the author recasts several chapters for clarity.
در نسخه جدید، نویسنده فصلهای متعددی را برای وضوح بیشتر بازنویسی میکند.
the team recasts their roles to improve collaboration.
تیم نقشهای خود را برای بهبود همکاری بازنویسی میکند.
the film recasts the classic tale with a modern twist.
فیلم داستان کلاسیک را با یک پیچش مدرن بازنویسی میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید