thinks

[ایالات متحده]/θɪŋks/
[بریتانیا]/θɪŋks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. داشتن یک نظر یا باور خاص؛ در مورد چیزی فکر کردن یا تأمل کردن؛ فرض کردن یا گمان کردن

عبارات و ترکیب‌ها

he thinks

او فکر می‌کند

she thinks

او فکر می‌کند

they think

آنها فکر می‌کنند

who thinks

چه کسی فکر می‌کند

john thinks

جان فکر می‌کند

lisa thinks

لیزا فکر می‌کند

tom thinks

تام فکر می‌کند

everyone thinks

همه فکر می‌کنند

he really thinks

او واقعاً فکر می‌کند

she often thinks

او اغلب فکر می‌کند

جملات نمونه

she thinks highly of his abilities.

او از توانایی‌های او بسیار قدردانی می‌کند.

he thinks it’s time to make a change.

او فکر می‌کند که زمان ایجاد تغییر فرا رسیده است.

they think that teamwork is essential.

آنها فکر می‌کنند که کار گروهی ضروری است.

my friend thinks this movie is amazing.

دوست من فکر می‌کند این فیلم فوق العاده است.

she thinks about her future often.

او اغلب در مورد آینده خود فکر می‌کند.

he thinks it might rain tomorrow.

او فکر می‌کند ممکن است فردا باران بیاید.

they think he is the best candidate for the job.

آنها فکر می‌کنند که او بهترین گزینه برای این شغل است.

she thinks it’s important to stay healthy.

او فکر می‌کند که حفظ سلامتی مهم است.

he thinks of her as a sister.

او او را مثل خواهر می‌داند.

they think the project will succeed.

آنها فکر می‌کنند پروژه موفق خواهد شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید