reclamations

[ایالات متحده]/ˌreklə'meɪʃən/
[بریتانیا]/ˌrɛklə'meʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند تبدیل مواد زائد به محصولات جدید یا بازگرداندن زمین به استفاده ای کارآمدتر

عبارات و ترکیب‌ها

land reclamation

بازسازی زمین

coastal reclamation

بازسازی ساحلی

reclamation project

پروژه بازسازی

marine reclamation

بازسازی دریایی

reclamation area

منطقه بازسازی

agricultural reclamation

بازسازی کشاورزی

جملات نمونه

We should encourage reclamation and recycling.

ما باید بازسازی و بازیافت را تشویق کنیم.

he superintended a land reclamation scheme.

او بر یک طرح بازسازی زمین نظارت داشت.

The experience of water danger reclamation in synclinal axis illustrating at T312 working face is introduced.

تجربه بازسازی خطر آب در محور چین‌خیزه‌ای که در سطح کار T312 نشان داده شده است، معرفی شده است.

Mine reclamation can revivify the utilization function of mining land, protect the forming land and renovate the ecologic environment.

بازسازی معدن می‌تواند عملکرد استفاده از زمین‌های معدنی را زنده کند، از زمین‌های در حال تشکیل محافظت کند و محیط‌زیست را نوسازی کند.

In the case of the Tarim Basin, the area of Populus euphratica forests has shrunk quickly duo to the artificial factors such as reclamation and cutover forest and etc.

در مورد حوضه تاریم، مساحت جنگل‌های پاپولوس اورفرا تیکا به دلیل عوامل مصنوعی مانند بازسازی و قطع درختان و غیره به سرعت کاهش یافته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید