recomendation

[ایالات متحده]/ˌrekəmenˈdeɪʃən/
[بریتانیا]/ˌrɛkəmɛnˈdeɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پیشنهاد یا پیشنهادی در مورد بهترین راهکار؛ چیزی که توصیه می‌شود
شکل‌های واژه

جملات نمونه

i followed her recommendation and visited bali.

من به توصیه‌اش پیوستم و به بالی رفتم.

can you give me a restaurant recommendation?

می‌توانید یک توصیه‌نامه رستوران به من بدهید؟

the committee made a recommendation to approve the project.

کمیته یک توصیه‌نامه برای تأیید پروژه ارائه داد.

based on my friend's recommendation, i bought this phone.

بر اساس توصیه دوست من، من این تلفن را خریدم.

he wrote a recommendation letter for his colleague.

او یک نامه توصیه‌نامه برای همکارش نوشت.

the doctor gave me a recommendation to rest for a week.

دکتر یک توصیه‌نامه به من داد تا یک هفته استراحت کنم.

i need a travel recommendation for my vacation.

من یک توصیه‌نامه سفر برای تعطیلم نیاز دارم.

the report contains several recommendations for improvement.

گزارش چندین توصیه‌نامه برای بهبود شامل می‌شود.

this book is my personal recommendation for everyone.

این کتاب توصیه‌نامه شخصی من برای همه است.

the board rejected the management's recommendation.

هیئت مدیره توصیه‌نامه مدیریت را رد کرد.

she made a strong recommendation to invest in stocks.

او یک توصیه‌نامه قوی برای سرمایه‌گذاری در سهام ارائه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید