reconsiderations

[ایالات متحده]/ri:kən,sidə'reiʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ارزیابی مجدد، بازنگری، بررسی جدید

جملات نمونه

The delegate moved for a reconsideration of the suggestion.

نماینده درخواست بررسی مجدد پیشنهاد را کرد.

We need to give this matter some reconsideration.

ما نیاز داریم این موضوع را دوباره بررسی کنیم.

Please take my feedback into reconsideration.

لطفاً بازخورد من را در نظر بگیرید.

After much reconsideration, she decided to change her major.

پس از بررسی مجدد فراوان، او تصمیم گرفت رشته تحصیلی خود را تغییر دهد.

The company is open to reconsideration of the contract terms.

شرکت برای بررسی مجدد شرایط قرارداد باز است.

He asked for a reconsideration of his application for the job.

او درخواست بررسی مجدد درخواست خود برای شغل را کرد.

The judge granted a reconsideration of the case.

قاضی اجازه بررسی مجدد پرونده را داد.

The committee is seeking reconsideration of the proposed budget.

کمیته در حال بررسی مجدد بودجه پیشنهادی است.

She offered her resignation for reconsideration by the board.

او استعفای خود را برای بررسی مجدد توسط هیئت مدیره ارائه کرد.

The decision was made after careful reconsideration of all options.

تصمیم پس از بررسی دقیق مجدد تمام گزینه ها اتخاذ شد.

The policy is under reconsideration due to public feedback.

به دلیل بازخورد عمومی، سیاست در حال بررسی مجدد است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید