finalize

[ایالات متحده]/ˈfaɪnəlaɪz/
[بریتانیا]/ˈfaɪnəlaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. اتخاذ یک تصمیم یا توافق نهایی؛ به پایان رساندن مذاکرات و تکمیل یک توافق؛ تسویه جزئیات نهایی؛ نهایی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

finalize the agreement

قطعی کردن توافق

finalize the details

قطعی کردن جزئیات

finalize the plan

قطعی کردن برنامه

finalize the design

قطعی کردن طراحی

جملات نمونه

Let us finalize tonight.

بیایید امشب نهایی کنیم.

efforts intensified to finalize plans for post-war reconstruction.

تلاش‌ها برای نهایی کردن برنامه‌های بازسازی پس از جنگ تشدید شد.

Hair modelling popularity finalizes the design agent / gush fixature is the biggest, the class that has energy most.

محبوبیت مدل مو، عامل طراحی را نهایی می‌کند / فیکسچر فوران بزرگترین است، کلاسی که بیشترین انرژی را دارد.

The imported full set of world top BRISAY trimming &ironing equipment has brought unusual air and excellent style to Natsun. Staightness and morbidezza are finalized here.

مجموعه کامل تجهیزات سشوار و اتوی BRISAY برتر جهان وارد شده، هوای غیرمعمول و سبک عالی را به Natsun آورده است. صافی و نرمی در اینجا نهایی می‌شود.

Main content includes antiseptic, except flavour, decontamination, plastics, finalize the design, face of renascent ageing skin, go knitting, glazing, chromatically.

محتوای اصلی شامل ماده ضدعفونی کننده است، به جز طعم، ضدعفونی، پلاستیک، نهایی کردن طراحی، ظاهر پوست پیر بازسازی شده، بافتن، شیشه کاری، رنگ آمیزی.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید