recoups costs
بازپرداخت هزینهها
recoups losses
جبران خسارت
recoups investments
بازگشت سرمایهگذاری
recoups expenses
بازپرداخت هزینهها
recoups funds
بازپرداخت بودجه
recoups revenue
بازگشت درآمد
recoups profits
بازگشت سود
recoups time
بازگشت زمان
recoups losses quickly
به سرعت جبران خسارت
recoups money
بازپرداخت پول
the company recoups its losses through increased sales.
شرکت ضررهای خود را از طریق افزایش فروش جبران میکند.
investing wisely can help one recoups their initial investment.
سرمایهگذاری هوشمندانه میتواند به فرد کمک کند تا سرمایهگذاری اولیه خود را جبران کند.
the insurance policy recoups the costs of damages.
بیمه هزینههای خسارت را جبران میکند.
she hopes to recoups her expenses by selling the artwork.
او امیدوار است با فروش آثار هنری هزینههای خود را جبران کند.
the government program aims to recoups funds lost in the crisis.
برنامه دولتی برای جبران بودجه از دست رفته در بحران طراحی شده است.
he recoups his time by working efficiently.
او با کارآمدی وقت خود را جبران میکند.
the business model allows them to recoups operational costs quickly.
مدل کسب و کار به آنها اجازه میدهد تا به سرعت هزینههای عملیاتی را جبران کنند.
after the setback, the team worked hard to recoups their reputation.
پس از شکست، تیم سخت برای جبران شهرت خود تلاش کرد.
the new strategy aims to recoups lost market share.
استراتژی جدید برای جبران سهم بازار از دست رفته طراحی شده است.
she believes that perseverance will help her recoups her confidence.
او معتقد است که پشتکار به او کمک میکند تا اعتماد به نفس خود را بازیابی کند.
recoups costs
بازپرداخت هزینهها
recoups losses
جبران خسارت
recoups investments
بازگشت سرمایهگذاری
recoups expenses
بازپرداخت هزینهها
recoups funds
بازپرداخت بودجه
recoups revenue
بازگشت درآمد
recoups profits
بازگشت سود
recoups time
بازگشت زمان
recoups losses quickly
به سرعت جبران خسارت
recoups money
بازپرداخت پول
the company recoups its losses through increased sales.
شرکت ضررهای خود را از طریق افزایش فروش جبران میکند.
investing wisely can help one recoups their initial investment.
سرمایهگذاری هوشمندانه میتواند به فرد کمک کند تا سرمایهگذاری اولیه خود را جبران کند.
the insurance policy recoups the costs of damages.
بیمه هزینههای خسارت را جبران میکند.
she hopes to recoups her expenses by selling the artwork.
او امیدوار است با فروش آثار هنری هزینههای خود را جبران کند.
the government program aims to recoups funds lost in the crisis.
برنامه دولتی برای جبران بودجه از دست رفته در بحران طراحی شده است.
he recoups his time by working efficiently.
او با کارآمدی وقت خود را جبران میکند.
the business model allows them to recoups operational costs quickly.
مدل کسب و کار به آنها اجازه میدهد تا به سرعت هزینههای عملیاتی را جبران کنند.
after the setback, the team worked hard to recoups their reputation.
پس از شکست، تیم سخت برای جبران شهرت خود تلاش کرد.
the new strategy aims to recoups lost market share.
استراتژی جدید برای جبران سهم بازار از دست رفته طراحی شده است.
she believes that perseverance will help her recoups her confidence.
او معتقد است که پشتکار به او کمک میکند تا اعتماد به نفس خود را بازیابی کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید