recriminated

[ایالات متحده]/rɪˈkrɪmɪneɪtɪd/
[بریتانیا]/rɪˈkrɪməˌneɪtɪd/

ترجمه

v. به طور متقابل به کسی اتهام زدن

عبارات و ترکیب‌ها

recriminated against

مقابله با متهم کردن

recriminated with

متهم کردن با

recriminated over

متهم کردن در مورد

recriminated harshly

متهم کردن به شدت

recriminated publicly

متهم کردن علنی

recriminated frequently

متهم کردن به طور مکرر

recriminated bitterly

متهم کردن با تلخی

recriminated openly

متهم کردن آشکارا

recriminated verbally

متهم کردن به صورت کلامی

recriminated strongly

متهم کردن به شدت

جملات نمونه

they recriminated against each other after the argument.

آنها پس از بحث با یکدیگر متهم کردند.

the two friends recriminated over the misunderstanding.

دو دوست به دلیل سوء تفاهم با یکدیگر متهم کردند.

during the meeting, they recriminated about the project's failures.

در طول جلسه، آنها در مورد شکست های پروژه متهم کردند.

she felt hurt when he recriminated her for being late.

او احساس ناراحتی کرد وقتی او را به خاطر دیر رسیدن متهم کرد.

after the incident, they both recriminated in public.

پس از حادثه، آنها هر دو علنا متهم کردند.

recriminated words can damage relationships.

کلمات متهم کننده می توانند روابط را آسیب برسانند.

they recriminated about the lack of communication.

آنها در مورد فقدان ارتباط متهم کردند.

in their heated discussion, they recriminated without resolution.

در بحث داغ آنها، بدون رسیدن به نتیجه ای متهم کردند.

after the game, the players recriminated over the loss.

پس از بازی، بازیکنان به دلیل باخت متهم کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید