reculer

[ایالات متحده]/rɪˈkjuːleɪ/
[بریتانیا]/rɪˈkjuːleɪ/

ترجمه

v. عقب‌نشینی کردن یا به عقب حرکت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

faire reculer

Persian_translation

reculer d'un pas

Persian_translation

reculer devant

Persian_translation

ne pas reculer

Persian_translation

faire reculer les limites

Persian_translation

جملات نمونه

she refused to reculer in the face of danger.

او حاضر به عقب نشینی در برابر خطر نبود.

the army had to reculer when the enemy attacked.

ارتش مجبور به عقب نشینی در زمان حمله دشمن شد.

we must reculer the project deadline due to complications.

ما باید به دلیل مشکلات مهلت پروژه را عقب بیندازیم.

he reculer d'un pas when he saw the width of the ravine.

او یک قدم به عقب رفت وقتی عرض دره را دید.

science helps us reculer les frontières de l'inconnu.

علم به ما کمک می کند تا مرزهای ناشناخته را عقب برداریم.

fire makes the forest reculer year after year.

آتش باعث عقب نشینی جنگل سال به سال می شود.

he never reculer devant les difficultés of life.

او هرگز در برابر سختی های زندگی عقب نشینی نکرد.

sometimes you need to reculer pour mieux sauter.

گاهی اوقات شما نیاز دارید عقب نشینی کنید تا بهتر بپرید.

the troops were forced to reculer by the enemy offensive.

نیروها به دلیل حمله دشمن مجبور به عقب نشینی شدند.

despite failure, he would not reculer.

با وجود شکست، او عقب نشینی نخواهد کرد.

time cannot reculer, only move forward.

زمان نمی تواند عقب برگردد، فقط به جلو حرکت می کند.

they reculer devant aucune menace.

آنها در برابر هیچ تهدیدی عقب نشینی نمی کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید