redbone

[ایالات متحده]/ˈrɛdboʊn/
[بریتانیا]/ˈrɛdboʊn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نژاد سگ آمریکایی که اغلب برای شکار راکون استفاده می‌شود; نژاد سگ آمریکایی که اغلب برای شکار راکون استفاده می‌شود
Word Forms
جمعredbones

عبارات و ترکیب‌ها

redbone dog

سگ ردبون

redbone coonhound

ردبون کوهاند

redbone mix

مخلوط ردبون

redbone puppy

جوجه ردبون

redbone breed

نژاد ردبون

redbone rescue

نجات ردبون

redbone owner

صاحب ردبون

redbone hunting

شکار با ردبون

redbone temperament

خلق و خویت ردبون

redbone appearance

ظاهر ردبون

جملات نمونه

he adopted a redbone coonhound from the shelter.

او یک سگ ردبون کوون هاوند از پناهگاه به فرزندی پذیرفت.

redbone coonhounds are known for their excellent tracking skills.

سگ‌های ردبون کوون هاوند به دلیل مهارت‌های ردیابی عالی خود مشهور هستند.

the redbone's coat is a beautiful shade of red.

پوشش سگ ردبون یک سایه زیبا از قرمز است.

many hunters prefer redbones for their loyalty and stamina.

بسیاری از شکارچیان به دلیل وفاداری و استقامت خود، سگ‌های ردبون را ترجیح می‌دهند.

training a redbone requires patience and consistency.

آموزش یک سگ ردبون نیاز به صبر و ثبات دارد.

redbones are often used for hunting raccoons.

سگ‌های ردبون اغلب برای شکار خرگوش‌ها استفاده می‌شوند.

she loves taking her redbone for long walks in the park.

او عاشق پیاده‌روی طولانی با سگ ردبون خود در پارک است.

redbone puppies are playful and full of energy.

سگ‌های ردبون توله بازیگوش و پرانرژی هستند.

the redbone's friendly nature makes it a great family pet.

طبع دوستانه سگ ردبون آن را به یک حیوان خانگی عالی برای خانواده تبدیل می‌کند.

she entered her redbone in the dog show competition.

او سگ ردبون خود را در مسابقه سگ ثبت نام کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید