reded

[ایالات متحده]/ˈriːdɛd/
[بریتانیا]/ˈriːdɛd/

ترجمه

vt. مشاوره دادن; باز کردن; بازگو کردن
n. مشاوره; طرح; توضیح; (Rede) یک نام شخصی; (آلمانی، اسپانیایی، ایتالیایی) Reid; (انگلیسی) Reed

عبارات و ترکیب‌ها

reded the plan

بررسی طرح

reded the rules

بررسی قوانین

reded the goals

بررسی اهداف

reded the strategy

بررسی استراتژی

reded the policy

بررسی سیاست

reded the timeline

بررسی جدول زمانی

reded the project

بررسی پروژه

reded the budget

بررسی بودجه

reded the framework

بررسی چارچوب

reded the agenda

بررسی دستور کار

جملات نمونه

they decided to rededicate the park to the community.

آنها تصمیم گرفتند پارک را دوباره به جامعه اختصاص دهند.

she plans to rededicate her time to volunteering.

او قصد دارد زمان خود را دوباره به داوطلبی اختصاص دهد.

the church will rededicate its efforts to outreach programs.

کلیسا تلاش های خود را دوباره به برنامه های ارتباطی اختصاص خواهد داد.

he wants to rededicate his life to helping others.

او می خواهد زندگی خود را دوباره به کمک به دیگران اختصاص دهد.

we should rededicate ourselves to environmental conservation.

ما باید خود را به حفظ محیط زیست دوباره اختصاص دهیم.

the team decided to rededicate themselves to winning the championship.

تیم تصمیم گرفت خود را دوباره به برنده شدن در مسابقات قهرمانی اختصاص دهد.

after the renovation, they will rededicate the building.

پس از بازسازی، آنها ساختمان را دوباره افتتاح خواهند کرد.

she hopes to rededicate her focus on her studies.

او امیدوار است تمرکز خود را دوباره بر روی تحصیلات خود متمرکز کند.

the organization will rededicate its mission to community service.

سازمان مأموریت خود را دوباره به خدمات اجتماعی اختصاص خواهد داد.

he plans to rededicate his energy to fitness and health.

او قصد دارد انرژی خود را دوباره به تناسب اندام و سلامتی اختصاص دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید