rediffusion

[ایالات متحده]/ˌriːdɪˈfjuːʒən/
[بریتانیا]/ˌriːdɪˈfjuːʒən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. انتقال یک پخش به یک مخاطب متفاوت
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

rediffusion service

خدمات انتشار مجدد

rediffusion network

شبکه انتشار مجدد

rediffusion program

برنامه انتشار مجدد

rediffusion channel

کانال انتشار مجدد

rediffusion system

سیستم انتشار مجدد

rediffusion audio

صوت انتشار مجدد

rediffusion platform

پلتفرم انتشار مجدد

rediffusion technology

فناوری انتشار مجدد

rediffusion content

محتوای انتشار مجدد

جملات نمونه

rediffusion of the program will start at 8 pm.

بازپخش برنامه ساعت 8 بعد از ظهر آغاز خواهد شد.

the rediffusion of the lecture helped many students.

بازپخش سخنرانی به بسیاری از دانش آموزان کمک کرد.

we can watch the rediffusion of the concert online.

ما می توانیم بازپخش کنسرت را به صورت آنلاین تماشا کنیم.

rediffusion is a great way to reach a wider audience.

بازپخش راهی عالی برای دسترسی به مخاطبان گسترده تر است.

they announced the rediffusion schedule for the documentary.

آنها برنامه بازپخش مستند را اعلام کردند.

the rediffusion of the news segment was very informative.

بازپخش بخش خبری بسیار آموزنده بود.

she prefers the rediffusion of old movies on weekends.

او ترجیح می دهد فیلم های قدیمی را در آخر هفته ها باز پخش کند.

rediffusion can help those who missed the live broadcast.

بازپخش می تواند به کسانی که برنامه زنده را از دست داده اند کمک کند.

the rediffusion of the series will keep fans engaged.

بازپخش سریال طرفداران را درگیر نگه می دارد.

after the rediffusion, many viewers shared their thoughts online.

پس از بازپخش، بسیاری از بینندگان نظرات خود را به صورت آنلاین به اشتراک گذاشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید