rediffusions

[ایالات متحده]/ˌriːdɪˈfjuːʒənz/
[بریتانیا]/ˌriːdɪˈfjuːʒənz/

ترجمه

n. بازپخش‌ها یا تقویت‌های پخش‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

rediffusions available

امکانات بازپخش

rediffusions schedule

برنامه بازپخش

rediffusions broadcast

پخش بازپخش

rediffusions online

بازپخش آنلاین

rediffusions service

خدمات بازپخش

rediffusions platform

پلتفرم بازپخش

rediffusions rights

حقوق بازپخش

rediffusions options

گزینه‌های بازپخش

rediffusions content

محتوای بازپخش

rediffusions program

برنامه بازپخش

جملات نمونه

the rediffusions of the show attracted a larger audience.

بازپخش برنامه مخاطبان بیشتری را جذب کرد.

rediffusions can help new viewers catch up on missed episodes.

بازپخش‌ها می‌توانند به بینندگان جدید کمک کنند تا قسمت‌های از دست رفته را جبران کنند.

they scheduled rediffusions to boost the show's ratings.

آنها بازپخش را برای افزایش امتیاز برنامه زمان‌بندی کردند.

rediffusions are often used to promote upcoming seasons.

بازپخش‌ها اغلب برای تبلیغ فصل‌های آینده استفاده می‌شوند.

the network decided to air rediffusions during prime time.

شبکه تصمیم گرفت بازپخش را در ساعات اوج پخش کند.

viewers appreciated the rediffusions of classic episodes.

بینندگان از بازپخش قسمت‌های کلاسیک قدردانی کردند.

rediffusions can help maintain viewer interest over time.

بازپخش‌ها می‌توانند به حفظ علاقه بینندگان در طول زمان کمک کنند.

they announced rediffusions of the documentary series.

آنها اعلام کردند که بازپخش مجموعه مستند را انجام خواهند داد.

rediffusions are a great way to introduce new fans to the series.

بازپخش‌ها راهی عالی برای معرفی طرفداران جدید به سریال هستند.

the rediffusions generated discussions among fans online.

بازپخش‌ها بحث‌هایی را در بین طرفداران آنلاین ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید