redirect

[ایالات متحده]/ˌriːdəˈrekt/
[بریتانیا]/ˌriːdəˈrekt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. تغییر جهت; ارسال مجدد
adj. دوباره مستقیم
n. یک پرسش مستقیم دوباره

جملات نمونه

get the post office to redirect your mail.

از اداره پست بخواهید که پستی شما را به آدرس جدید تغییر دهد.

He redirected the address on his envelope.

او آدرس روی پاکت خود را تغییر داد.

we went astray but a man redirected us.

ما منحرف شدیم اما یک مرد ما را دوباره در مسیر قرار داد.

resources were redirected to a major project.

منابع به یک پروژه بزرگ تغییر مسیر دادند.

We got the Post Office to redirect our mail when we moved.

وقتی نقل مکان کردیم، از اداره پست خواستیم که پستی ما را تغییر مسیر دهد.

The Russians use the threat of redirecting oil and gas supplies eastward to pressurise their European customers.

روس‌ها از تهدید تغییر مسیر عرضه نفت و گاز به سمت شرق برای تحت فشار قرار دادن مشتریان اروپایی خود استفاده می‌کنند.

Several compromised remote computers redirect incoming HTTP traffic on TCP port 80 to the central web server with the help of the redir port redirector.

چندین کامپیوتر از راه دور که به خطر افتاده‌اند، با کمک redirect port redirector، ترافیک HTTP ورودی را در TCP پورت 80 به سرور وب مرکزی تغییر مسیر می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید