rediscovers

[ایالات متحده]/ˌriːdɪsˈkʌvəz/
[بریتانیا]/ˌriːdɪsˈkʌvərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دوباره کشف کردن

عبارات و ترکیب‌ها

rediscovers joy

بازیافتن شادی

rediscovers love

بازیافتن عشق

rediscovers self

بازیافتن خود

rediscovers purpose

بازیافتن هدف

rediscovers passion

بازیافتن اشتیاق

rediscovers creativity

بازیافتن خلاقیت

rediscovers happiness

بازیافتن خوشبختی

rediscovers freedom

بازیافتن آزادی

rediscovers strength

بازیافتن قدرت

rediscovers faith

بازیافتن ایمان

جملات نمونه

the artist rediscovers his passion for painting after a long break.

هنرمند اشتیاق خود را به نقاشی پس از یک وقفه طولانی دوباره کشف می‌کند.

in her travels, she rediscovers the beauty of nature.

در سفرهايش، او دوباره زيبايي طبيعت را کشف می‌کند.

the scientist rediscovers an old theory that explains new phenomena.

دانشمند یک نظریه قدیمی را که پدیده‌های جدید را توضیح می‌دهد، دوباره کشف می‌کند.

he rediscovers the joy of reading after picking up a new book.

او بعد از برداشتن یک کتاب جدید، لذت خواندن را دوباره کشف می‌کند.

the community rediscovers its heritage through local festivals.

جامعه از طریق جشنواره‌های محلی، میراث خود را دوباره کشف می‌کند.

after years abroad, she rediscovers her hometown.

پس از سال‌ها دوری، او زادگاه خود را دوباره کشف می‌کند.

the team rediscovers their winning strategy after a tough season.

تیم پس از یک فصل سخت، استراتژی برنده خود را دوباره کشف می‌کند.

the writer rediscovers his voice in his latest novel.

نویسنده در رمان جدیدش صدای خود را دوباره کشف می‌کند.

during the retreat, participants rediscovers their inner peace.

در طول دوره بازنشستگی، شرکت‌کنندگان آرامش درونی خود را دوباره کشف می‌کنند.

through meditation, she rediscovers her purpose in life.

از طریق مدیتیشن، او هدف خود را در زندگی دوباره کشف می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید