reels

[US]/riːlz/
[UK]/riːlz/
Frequency: Very High

Translation

n. اشیاء استوانه‌ای که برای پیچیدن یا ذخیره‌سازی مواد استفاده می‌شوند؛ عمل چرخش یا چرخاندن
v. چیزی را روی یک قرقره بپیچید؛ احساس سرگیجه یا عدم تعادل کردن

Phrases & Collocations

video reels

نماهای ویدیویی

reels of film

نماهای فیلم

fishing reels

چرخ ماهیگیری

reels of tape

نماهای نوار

reels of wire

نماهای سیم

reels of thread

نماهای نخ

reels of yarn

نماهای کاموا

reels of ribbon

نماهای نوارهای روبانی

social media reels

نماهای رسانه های اجتماعی

Example Sentences

she loves to watch reels on social media.

او عاشق تماشای ریلز در رسانه های اجتماعی است.

he often creates reels to showcase his cooking skills.

او اغلب ریلز می سازد تا مهارت های آشپزی خود را به نمایش بگذارد.

reels are a great way to engage with your audience.

ریلز راهی عالی برای تعامل با مخاطبان شما است.

many influencers use reels to promote their brands.

بسیاری از اینفلوئنسرها از ریلز برای تبلیغ برند خود استفاده می کنند.

you can find funny reels that will make you laugh.

می توانید ریلز خنده داری پیدا کنید که شما را بخنداند.

reels can be edited easily with various effects.

می توان ریلز را به راحتی با جلوه های مختلف ویرایش کرد.

she shared reels of her travels around the world.

او ریلز سفر خود را در سراسر جهان به اشتراک گذاشت.

reels help to quickly convey a message or story.

ریلز به سرعت انتقال پیام یا داستانی کمک می کند.

he spends hours scrolling through reels for inspiration.

او ساعت ها در حال اسکرول کردن ریلز برای ایده گرفتن است.

creating reels has become a popular trend among teenagers.

ساختن ریلز به یک روند محبوب در بین نوجوانان تبدیل شده است.

Popular Words

Explore frequently searched vocabulary

Download App to Unlock Full Content

Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!

Download DictoGo Now