spins

[ایالات متحده]/spɪnz/
[بریتانیا]/spɪnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چرخش‌ها یا حرکات سریع؛ الیاف تیز و سفت

عبارات و ترکیب‌ها

time spins

زمان می‌چرخد

spins around

به دور می‌چرخد

spins out

بیرون می‌چرخد

spins off

منفی می‌شود

spins tales

داستان می‌گوید

spins yarns

نخ می‌چرخد

spins wheels

چرخ‌ها می‌چرخند

spins thoughts

افکار می‌چرخند

spins magic

جادو می‌چرخد

spins stories

داستان‌ها می‌چرخند

جملات نمونه

the dancer spins gracefully on the stage.

رقصنده به طور ظریف روی صحنه می‌چرخد.

the earth spins on its axis every 24 hours.

زمین هر 24 ساعت روی محور خود می‌چرخد.

she spins a tale that captivates her audience.

او داستانی می‌گوید که مخاطبانش را مجذوب می‌کند.

the child spins around in excitement.

کودک از هیجان دور خود می‌چرخد.

he spins the wheel to win a prize.

او چرخ را می‌چرخاند تا جایزه بگیرد.

time spins quickly when you're having fun.

وقتی خوش می‌گذرانید زمان به سرعت می‌چرخد.

the story spins out of control.

داستان از کنترل خارج می‌شود.

she spins the yarn into a beautiful scarf.

او نخ را به یک روسری زیبا تبدیل می‌کند.

the news spins a different narrative.

اخبار یک روایت متفاوت را ارائه می‌دهد.

he spins around to see who called his name.

او برای دیدن کسی که اسمش را صدا زده دور خودش می‌چرخد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید