time spins
زمان میچرخد
spins around
به دور میچرخد
spins out
بیرون میچرخد
spins off
منفی میشود
spins tales
داستان میگوید
spins yarns
نخ میچرخد
spins wheels
چرخها میچرخند
spins thoughts
افکار میچرخند
spins magic
جادو میچرخد
spins stories
داستانها میچرخند
the dancer spins gracefully on the stage.
رقصنده به طور ظریف روی صحنه میچرخد.
the earth spins on its axis every 24 hours.
زمین هر 24 ساعت روی محور خود میچرخد.
she spins a tale that captivates her audience.
او داستانی میگوید که مخاطبانش را مجذوب میکند.
the child spins around in excitement.
کودک از هیجان دور خود میچرخد.
he spins the wheel to win a prize.
او چرخ را میچرخاند تا جایزه بگیرد.
time spins quickly when you're having fun.
وقتی خوش میگذرانید زمان به سرعت میچرخد.
the story spins out of control.
داستان از کنترل خارج میشود.
she spins the yarn into a beautiful scarf.
او نخ را به یک روسری زیبا تبدیل میکند.
the news spins a different narrative.
اخبار یک روایت متفاوت را ارائه میدهد.
he spins around to see who called his name.
او برای دیدن کسی که اسمش را صدا زده دور خودش میچرخد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید